مهجة | فروشگاه اشعار مداحان

محصولات ویژه سال 1395
محرم 95 کریمی محرم 95 بنی فاطمه محرم 95 طاهری محرم 95 میرداماد محرم 95 سیب سرخی محرم 95 مقدم
آخرین نظرات
نویسندگان
تلگرام مهجة

در باغ های اشراق شور شبی عجیب است

يكشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۳:۱۴ ق.ظ

به نام خدا

متن شعر به مناسبت ولادت با سعادت امام حسین علیه السلام سال در ادامه مطلب آماده میباشد.

متن شعر ولادت امام حسین سال 94


شعر

در باغ‏هاى اشراق شور شبى عجیب است

امشب تمام آفاق لبریز بوى سیب است

از آبشار زلفى دیوانه وار مستم

چون آفتاب ماتم ، چون آبشار مستم


افتاده عکس خورشید در قاب آبگیرم

از دودمان حُرّم ، فُطرس‏ترین اسیرم

گر چه ز رونق افتاد بازار گل فروشان

گرم است حلقه ى ما با بانگ نوش نوشان

امشب به جام چشمم مهتاب مى‏تراود

با هر تپش ز قلبم ارباب مى‏تراود

غرق شقایقم در گلخانه ‏هاى زهرا

امشب لبالبم از عیدانه ‏هاى زهرا

سرمست کرده عطرش تا عرش تا خدا را

بر هم زده نسیمش در کونُ ما سوا را 

دیگر چنین حضورى در بزم کبریا نیست

زیباتر از شکوه لبخند مرتضى نیست

امشب پُرم ز مستى ، مستى بى‏نظیرى

امشب پُرم ز فریاد ، فریاد یاامیرى

اى با ستاره صبح ، اى با شهاب شبگرد

اى التهاب طوفان ، اى التیام هر درد

اى شعرتر ز باران ، پرشورتر ز دریا

اى با نسیم همراه ، در باغهاى رؤیا

اى تاک‏تر در این خاک ، اى آب سُکرانگیز

از هاى و هوى نامت ، جام شراب لبریز

خوش رنگ‏تر ز خورشید ، پر مهرتر ز مهتاب

خوش نقش‏تر ز فردوس ، لب تشنه‏ات لب آب

ققنوس عشق جان یافت از خاک اشک خیزت

فانوس نور ریزد از بام مهرریزت 

پیش از طلوع گیتى ، پیش از بهار ایجاد

پیش از تولد ابر ، پیش از دمیدن باد

آن روز در نگاهت ، بودیم خاک بیجان

مشتى غبار تیره ، مشتى غبار حیران

ما را عجین نمودى ، با مهر دستهایت

با خاک ، خاک پایت ، با خاک کربلایت

چشمت گرفت ما را ، ما را به نام خود کرد

مشتى غبار بودیم ، امّا به نام خود کرد

چشمت که با نگاهى برده دل خدا را

چشمت که مات کرده ، بانوى آب‏ها را

چشمت که باز گشت و دستان حُسن را بست

چشمى و آن همه ناز ، چشمى و این همه مست

اشکى چکید از آن ، ما را ز خاک ، گل ساخت

اشکت سرشت ما را ، در ما نشست و دل ساخت

خاک وجود ما را گِل کرد اشک چشمت

هر تار و پود ما را دل کرد اشک چشمت

پیش از شروع خلقت ، پیش از زمان ایجاد

بودم غبار خاکى ، گشتم حسین آباد

زان روز طعم اشکت آغاز باورم بود

روزى چشیدمش باز در شیر مادرم بود

تو از تبار الفت ، من خاک دستهایت

تو از دیار قلبم ، من اهل کربلایت

در آن نفس که بمیرم در آرزوى تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوى تو باشم

الصباح قیامت که سر ز خاک برآرم

به جستجوى تو خیزم به گفتگوى تو باشم




شعر و سبک - shear.blog.ir

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تلگرام مهجة