مهجة | دانلود اشعار مداحان

****************************************************************************************************************************************************************************************************************************** استفاده از اشعار در کتب مذهبی و نرم افزار زمینه محرم 95 کریمی شور محرم 95 مقدم زمینه محرم 95 همه مداحان || سینه زنی مدافعان حرم 95 || زمینه محرم 95 بنی فاطمه شور محرم 95 کریمی شور محرم 95 حسین طاهری
مهجة | دانلود اشعار مداحان

دانلود راحت و سریع جدیدترین اشعار مداحان مطرح کشوری بعد از هر مراسم به صورت WORD - PDF
تمام محصولات تکی سایت با قیمت 500 تومان و محصولات گلچین و مجموعه ای با قیمت 5,000 تومان عرضه می شود .
www.mohjat.ir
telegram ID : @mohjat_ir
شماره پشتیبانی مستقیم : 09388144465

دانلود اشعار محرم 1395
مسابقه پیرامون مدح |
اشعار محرم 1395 مداحان
محرم 95 ارضی محرم 95 پناهی محرم 95 علیمی محرم 95 هلالی محرم 95 واعظی محرم 95 سلحشور محرم 95 حدادیان محرم 95 رسولی
شبکه های اجتماعی
telegram.me/mohjat_ir instagram.com/mohjat.ir aparat.com/mohjat
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان
تلگرام مهجة

شعر در وصف وقایع افغانستان و شهر کابل

جمعه, ۱۹ تیر ۱۳۹۴، ۰۳:۴۹ ق.ظ

به نام خدا

متن شعر جدید برای کشور افغانستان و وقایع شهر کابل در ادامه مطلب آماده می باشد.

شعر درباره وقایع کابل

متن شعر در ادامه مطلب


شعر جدید درباره وقایع تلخ افغانستان



این قصه از سواحل آمو شروع شد
با کوچ دسته‌های پرستو شروع شد

ناگاه در مسیر قریب‌الوقوع مرگ
تنها گذشته ثانیه‌ای از شروع مرگ

وقتی که ریخت قطره خون در میان خاک
دیدم که رخنه کرده جنون در میان خاک

این است شهر خسته و دنیای مردگان
با من خوش آمدی به تماشای مردگان

غیر از کلاغ پیر نمانده‌ست یک نشان
شهر من است خلوت متروکه جهان
ما وارثان مرده غزنین و کابلیم
حالا شدیم لاشه برای درندگان
بودای زخم‌خورده عصر تفنگ و مرگ
چشم تو هست راوی تاریخ باستان
وقتی کتاب کهنه تاریخ زنده شد
سرگیجه می‌رود همه شهر، ناگهان

فصل مذاکرات سیاسی شروع شد
گویا علاج واقعه قبل از وقوع شد

از درد ما تمام جهان گریه می‌کند
بلخ غریب با هیجان گریه می‌کند

در رقص مرگ و گریه چل‌دختران بلخ
خوابیده صد روایت و صد داستان تلخ

چون غصه راه خانه ما را بلد شده‌ست
بلخ بزرگ شهر مزار و جسد شده‌ست
مرگ هزار رابعه حالا به جرم عشق
غمنامه‌های تازه‌ای از باربَد شده‌ست

این ناله‌های پی‌هم و ممتد شنیدنی‌ست
تاریخ تلخ فیض‌محمد شنیدنی است

خورشید روی مبدأ نصف‌النهار بود
راوی زخم‌های پیاپی غبار بود
در بین قصه جمله شاهان شهر ما
در دست‌شان جلیقه‌ای از انتحار بود

خورشید ناپدید شد و رنگ شب گرفت
تاریخ از حکایت این قصه تب گرفت

دیگر مجال شعر و تغزل نمانده است
شهری به نام غزنه و کابل نمانده است

کابل مدام بر سر خود تخت و تاج داشت
آن‌جا که عشق مثل همیشه رواج داشت

حالا فقط مزارع خشخاش مانده است
جای سلام نفرت و پرخاش مانده است

این شعر تا سواحل آمو ادامه یافت
با کوچ دسته‌های پرستو ادامه یافت



شاعر : سید سکندر حسینی





شعر و سبک


shear.blog.ir

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تلگرام مهجة