مهجة | فروشگاه اشعار مداحان

محصولات ویژه سال 1395
محرم 95 کریمی محرم 95 بنی فاطمه محرم 95 طاهری محرم 95 میرداماد محرم 95 سیب سرخی محرم 95 مقدم
آخرین نظرات
نویسندگان
تلگرام مهجة

متن شعر بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند

پنجشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۴:۱۸ ق.ظ

به نام خدا

متن شعر برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند  بخشی از شعر محتشم کاشانی که معروف به روضه پنج تن می باشد در ادامه مطلب اماده  جهت استفاده شما عزیزان می باشد .

شعر برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند

روزی که شد به نیزه سر ان بزرگوار

خورشید سر برهنه بر امد ز کوهسار

موجی به جنبش امد و بر خواست کوه کوه

ابری به بارش امد و بگریست زار زار

جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل

گشتند بی عماری و محمل شتر سوار

ان خیمه ای که گیسوی حورش طناب بود

شد سر نگون ز باد مخالف حباب وار

کاش ان زمان سرادق گردون نگون شدی

این خرگه بلند ستون بی ستون شدی

کاش ان زمان بر امدی از کوه تا به کوه

سیل سیه که روی زمین قیر گون شدی

کاش ان زمان ز اه جگر سوز اهل بیت

یک شعله برق خرمن گردون دون شدی

کاش ان زمان که پیکر او شد درون خاک

جان جهانیان همه از تن برون شدی

کاش ان زمان که کشتی ال نبی شکست

عالم تمام غرقه دریای خون شدی

این انتقام گر نفتادی به روز حشر

با این عمل معامله دهر چون شدی

ال علی چو دست تظلم بر اورند

ارکان عرض را به تلاطم در اورند

پس با زبان پر گله ان بضعه الرسول

رو بر مدینه کرد که یا ایهالرسول

این کشته فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این خشک لب فتاده دور از لب فرات

کز خون اوم زمین شده جیحون حسین توست

این نخل تر کز اتش جانسوز تشنگی

دود از زمین رسانده به گردون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

این شاه کم سپاه که با خیل اشک و اه

خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست

این قالب تپان شده در در بین خاک و خون

شاه شهید نا شده مدفون حسین توست

بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند

اول صلا به سلسله انبیا زدند

نوبت به اولیا چو رسید اسمان تپید

زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند

ان در که جبرئیل امین بود محرمش

اهل ستم به پهلوی خیر النساء زدند

بس اتشی ز اخگر الماس ریزه ها

افروختند و در حسن مجتبی زدند

و انگه سرادقی که ملک محرمش نبود

کندند از مدینه و در کربلا زدند

پس ضربتی کز ان جگر مصطفی درید

بر حلق تشنه خلف مرتضی زدند

اهل حرم دریده گریبان گشوده موی

فریاد بر در حرم کبریا زدند

ای مصحف ورق ورق شده ای روح پیکرم

ایا تویی برادر من نیست باروم

 





شعر و سبک shear.blog.ir

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تلگرام مهجة