مهجة | فروشگاه اشعار مداحان

محصولات ویژه سال 1395
محرم 95 کریمی محرم 95 بنی فاطمه محرم 95 طاهری محرم 95 میرداماد محرم 95 سیب سرخی محرم 95 مقدم
آخرین نظرات
  • ۲۷ اسفند ۹۵، ۱۱:۲۸ - امیر
    s
  • ۲۷ بهمن ۹۵، ۰۷:۰۴ - mahsa
    سلام
  • ۱۸ بهمن ۹۵، ۲۲:۳۹ - ایلار
    عالی
نویسندگان
تلگرام مهجة

منم قاهر منم والی منم قالب

چهارشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۵۰ ق.ظ

منم قاهر منم والی منم قالب

منم لحظه به لحظه درد را طالب

حسین ابن علی را اولین نائب

علی ابن حسین ابن علی ابن ابیطالب

منم دریای بی ساحل

منم پیغمبری که کربلا بر او شده نازل

نه یک بخشش تمام بخش هایش کاملا کامل

تمام کربلا با سوره های قاسم و عون و علی اکبر و ایات کوتاه علی اصغر و

ایات مکی ابوفاضل منم انکه سنان و ازرق و خولی و شمر و حرمله

با هم مرا گشتند هی قاتل

همین که چشم وا کردم خودم دیدیم علی اکبر ارباب پیش چشم بابایم قدم میزد

قدم میزد دل بابا و نظم شانه های محکم عباس و سقف اسمان را با قدم هایش بهم میزد

برای قد بابایم خمیدن را رقم میزد

همین که چشم بستم در میان دشت غوغا شد

همین که چشم وا کردم بمیرم قاتلش از پیکرش پا شد

نفهمیدم چه شد از حال رفتم

تا صدایی امد از دشمن چرا ساکت نشتید ای فرزند رشیدش در میان خاک صحرا اربا اربا شد

هراسان نجمه را دیدم که بالای سر نعشی کشیده

گویا داغ امام مجتبی دیده

که قاسم هست اگر چون ان جگر گوشه برایش مثل ان روزی که می امد

جگر های حسن در تشت حالا پیکر قاسم میان دشت روی خاک پاشیده

دوباره چشم بستم ناگهان تسبیح خاک کربلا افتاد از دستم

صدای داغ هل من ناصرا در گوش من پیچید

پدر بر روی دستش برد علی اصغر

دل خانم رباب اشوب شد ترسید گمانم قاتلش را که کمان برداشت

بین ان جماعت دید نمی گویم چه شد اما پدر خون علی اصغرش را در هوا پاشید

نمی گویم چه شد اما پدر در موقع برگشت می لرزید

نمی گویم چه شد اما پدر گم کرد دست و پای خود را و

عبایش را به سرعت دور او پیچید

همین که رفت پشت خیمه من هم رفتم از حال و

همین که حال من امد به جابش خودم دیدم که دارد میرود با چکمه شمر انجا

توی گودال دوباره رفتم از هوش و صدای شیحه اسبی

 که خون میریخت از زین و تن و سم و سر و یال و دهانش

باعث این شد بفهمم که پدر بی گمان رفته

و با علم امامت خود ببینم که پس از شمر لعین در گودی گودال

با نیزه سنان رفته و از بس لطمه دیده سر به نوک نیزه

با زحمت نه با یک تکان رفته

و زینب بعد از انی که نیزه و شمشیر ها را پس زده

سمت حرم لطمه زنان ...

 منم من حضرت سجاد راوی هزاران روضه مکشوف

انجا که خودم دیدم سر بابا ز روی نیزه اش افتاد

منم اصلا خوده روضه که هی مجلس به مجلس میرود از کربلا تا شام

منم ان مجلسی که سوخته زیر اتشی که ریخته از بام

منم ان مجلسی که اخرش از اول لبریز اشکش میشود پیدا

منم ان مجلس کنج خرابه

اه وقتی روضه خوانی میکند طفل سه ساله با سر بابا

منم ان مجلسی که روضه اش پایان نمی گیرد

در این مجلس رقیه تشنه است اما نمی دانم چرا باران نمیگیرد

منم ان مجلسی که دعوتی هایم برای خواند ن روضه سر بر روی نی ماندست

منم بی تاب منم خسته منم غمگین منم والی

منم قالب علی ابن حسین ابن علی ابن ابیطالب

 






کپی برداری از اشعار با ذکر منبع . لطفا

 

مهجة | فروشگاه اشعار مداحان

www.mohjat.ir

@mohjat_ir

  • admin admin

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تلگرام مهجة