مهجة | دانلود اشعار مداحان

رمضان سال 1395 همه مداحان ****************************************************************************************************************************************************************************************************************************** مسابقه پیرامون مدح ****************************************************************************************************************************************************************************************************************************** آپارات مهجة | تلگرام مهجة | اینستاگرام مهجة
مهجة | دانلود اشعار مداحان

دانلود راحت و سریع جدیدترین اشعار مداحان مطرح کشوری بعد از هر مراسم به صورت WORD - PDF
تمام محصولات تکی سایت با قیمت 500 تومان و محصولات گلچین و مجموعه ای با قیمت 5,000 تومان عرضه می شود .
www.mohjat.ir
telegram ID : @mohjat_ir
شماره پشتیبانی مستقیم : 09388144465

تمام اشعار رمضان سال 1395
رمضان 95 کریمی رمضان 95 بنی فاطمه رمضان 95 میرداماد رمضان 95 طاهری رمضان 95 مقدم
تمام اشعار شهادت های سال 1395
جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید
شبکه های اجتماعی
telegram.me/mohjat_ir instagram.com/mohjat.ir aparat.com/mohjat
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۳۰ خرداد ۹۶، ۲۳:۲۹ - پکیچ کسب درامد از اینترنت ۲۰۱۷
    www.onlinfile.ir
نویسندگان
تلگرام مهجة

همیشه اسم هر فردی مشخص می کند در لحظه تصمیم گیری

نوع تصمیمات او را با حقیقت های اطرافش

که باشد یا نباشد بیاید یا نیاید

یا بگیرد یا نگیرد یا هزاران یای دیگر که

یکی اش میشود مقبول در دنیا اطرافش

اگر عباس باشد می شود شیری که با چشمان خود

در دام می ارد شکارش را

و با یک پلک کارش را به پایان می رساند

بی برو برگرد به پایان می رساند کار او را پس

بدون جنگ و خون ریزی بدون یک خراش کوچک سطحی

بدون درد اگر زینب شود هم می شود در کربلا و شام و کوفه

زینت بابای خود حیدر

به حدی که تصور می کند کوفه

به دنیا امده یک حیدر دیگر

به این علت شبیه حضرت حیدر

که شد فرقش دو تا زینب به چوب محملش باید بکوبد سر

 اگر قاسم شود باید شود بین همه تقسیم

بگردد اه فرزند حسن یک نیم و فرزند عمو یک نیم

که جانش را به بابا و عمو با هم کند تقدیم

شود قسمت به روز و شب میان نجمه و زینب

بگردد میان نجمه و زینب میان اکبر و اصغر

میان نیزه و خنجر

بگردد پیکرش کوچک میان خار ها تک تک

میان ازدحام تیر میان ان همه شمشیر

تنش را پخش کرده در میان دشت

همان طوری که بابایش جگر را در میان تشت

که بابایش کریم است و پسر ابن کریم اری

که بزل و بخشش و جود حسن را دیده قاسم از قدیم اری

بیایید امشب از تجزیه و تحلیل عمق روضه قاسم بگذریم اری

که تشریح فضای روضه قاسم به شدت روضه باز است

که پایانش در اغاز است

که فعل سخت و بی رحم کشیدن

بچه ها در کربلا مانند یک راز است

کشیدن می شود اغاز در کرب و بلا انجا که صف می کشد با لشکرش در محضر ارباب

و اقا دست خود را می کشد ارام بر موی رقیه دخترش شاید نگوید اب

کشیدن می شود انجا که عابس می کشد فریاد و از هم می درد پیراهن خود را

حبیب ابن مظاهر می کشد بر خاک صحرا هی تن خود را

وهب در خاک و خون می غلطد و مادر برای دیدنش این سو و ان سو می کشد هی گردن خود را

علی اکبر ارباب هم دامن کشان دارد به میدان می رود در محضر بابا

علی پا می کشد بر خاک صحرا

می کشد تیر هی قلب مضطر بابا

و بر نعش جوانش می کشد فریاد علی اکبر بابا

کشیدن می شود بی رحم انجا که کمان را می کشد هی حرمله تا جا شود

تیر سه شعبه اه در نای علی اصغر

کشیدن می شود زجر اور انجا که به جای اینکه بابا تیر را بیرون کشد

از حنجر این طفل با دقت گلو را می کشد از تیر بیرون

وای بابای علی اصغر

کشیدن می شود غمناک وقتی میکشد بابا عبا

بر قد و بالای علی اصغر

ولی اوج کشیدن می شود تصویر بین روضه قاسم

که بر روی زمین هی میکشد شمشیر را

وقتی به میدان می شود عازم

زنی کل می کشد در دشت

وقتی تازه داماد حسن با رخت دامادی خود

دامن کشان با خنده دارد می رود میدان

کشیده کار قاسم جان به جایی که

پسر ها و خوده ازرق ز تیغش نیم می گردند

پس از تفریق و جمع و ضرب با شمشیر قاسم پیش پاهای عمو

تقسیم می گردند

کشده کار قاسم اه حالا بین تیغ و تیر

که هر کس می کشد چیزی

یکی نیزه یکی شمشیر بمیرم مادرش هم می کشد اه از نهادش

که او را دوره کردند عاقبت

شمشیر های بی مروت از پس و از پیش

کشیده روضه از کرب و بلا حالا به یک خانه

دوباره روضه پهلو یکی میخ و ان یک با سر نیزه

ولی هر دو غریبانه

کشیدند و کشاندند و عمو را این چنین کشتند

کشاندند اسب ها را بر تن قاسم به صحرا و عمو را روی زین کشتند

کشیده می شود روضه کشیده می شود قاسم

بمیرم نکته اش این است که این نوجوان

در زیر سم اسب ها مانده ولیکن ظاهرا سالم

که قاسم از درون مثل علی اکبر لیلا شد

که قاسم از درون مثل بابایش شکست و اربا اربا شد

فقط یک پوست ماند از او و

اعضایی پر از نیزه

در اغوش عمو جانش به سمت خیمه در راه است

اقای پر از نیزه

کسی که اول روضه بزرگش بود جوشن ها کفن کوتاه گشته بر تنش حالا در این صحرا

کشیدند و کشاندند و عمو را بار ها کشتند

اه از شرم حسن در کربلا کشتند

عمو را از شرم حسن در کربلا کشتند





کپی برداری از اشعار با ذکر منبع . لطفا

 

مهجة | فروشگاه اشعار مداحان

www.mohjat.ir

@mohjat_ir

  • تلگرام مهجة موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۵/۱۱/۱۵
  • ۱۱۰ نمایش
  • admin admin

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تلگرام مهجة