مهجة | دانلود اشعار مداحان

| ****************************************************************************************************************************************************************************************************************************** آپارات مهجة | تلگرام مهجة | اینستاگرام مهجة
تمام اشعار اعیاد سال 1395
جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید
تمام اشعار شهادت های سال 1395
جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید
شبکه های اجتماعی
telegram.me/mohjat_ir instagram.com/mohjat.ir aparat.com/mohjat
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۷ اسفند ۹۵، ۱۱:۲۸ - امیر
    s
  • ۲۷ بهمن ۹۵، ۰۷:۰۴ - mahsa
    سلام
نویسندگان
تلگرام مهجة

به نام خدا

متن  شعر  روضه  به  مناسبت شهادت حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام شب پنجم محرم الحرام در ادامه مطلب آماده میباشد.

شعر شهادت حضرت قاسم ابن الحسن

متن کامل شعر در ادامه مطلب

 

 

هوا گرم است و تب دار است در گرمای ظهر روز عاشورا

حرم غوغا عطش بالا

و پژمردست گل ها بعد اخبار شهادت نامه اکبر گل لیلا

دلیران یک به یک در خاک و خون

خفتند از اصحاب نشسته گرد غم بر صورت مهتاب

گوش و هوش خود دادست بر ارباب

حرم غوغا حرم بی تاب

ز ابر دامن یک خیمه بیرون زد یکی خورشید بی همتا

به سر عمامه سبز امام مجتبی دارد

چه رویی دلربا دارد

و با عزمی چو عزم باب خود اهنگ اذمن جنگ از خون خدا دارد

حیا دارد چقدر این نوجوان در حنجر تشنه صدایی اشنا دارد

صدای صولت حیدر صدای عصمت مادر

صدای غربت بابای خود در کربلا دارد

به دستی تیغ برانی که با ان مجتبی برج جمل پی کر دو

بر کتفش سپر در دست دیگر نامه دیگر نه رضایت نامه را دارد

به زیر افکند سر را در بر مولا به نای جان گدازش می برد هوش از سر مولا

کی ای جانم به قربانت

عمو دستم به دامانت

تویی که از نوجوانی بهر قاسم راهبر بودی نه رهبر تاج سر بودی

عمو بودی پدر بودی پس از بابا تو بودی من نفهمیدم یتیمی را و غربت را

اگر با اکبرت فرقی ندارم پس چرا او رفت و من ماندم

چو در پیش تو از اکبر عقب ماندم

به خیمه بازگشتم نامه بابای خود خواندم

تو دیشب وعده دادی بر سرم انگه کشیدی دست خود دست محبت را

عمو تا دست خط رهبر بی یار خود را دید

تمام نامه را بویید

به چشم خود نهاد  ان نامه را و اشک میبارید

به لب های ترک دار از عطش نام امام خویش را بوسید

به اه اتشینش خواهر خود را مشوش کرد

چندین بار در حال وداع با برادر زاده اش غش کرد

حسن عازم به میدان شد

و قرص ماه ماه روی مجتبی از نیمه پنهان شد

به لشکر زد تمام دشت در حیرت که این طفل دلاور کیست

یقینا این سوار خرد سال از نسل حیدر هست و حیدر نیست

بماند جنگ و جولانش

بماند رعد لب های رجز خوانش

یتیمی بر زمین افتاد

ز عرش زین نگین افتاد

به هر ضربه ز عباس دلاور نعره تکبیر می امد

به گوش حضرت قاسم بنازم بر بنی هاشم

به روی خاک تا افتاد

ناگه کاکلش در دست نامردی لعین افتاد

عمو باز  شکاری شد

ز دور قاسمش دشمن فراری شد

به زیر پای مرکب ها گل زهرا چو پرپر شد

هوا  اکنده از بوی گل یاس بهاری شد

به روی صورتش ماندست جای نعل مرکب ها

غبار دور و بر خوابید عمو میدید قاسم می کشد پا بر زمین

شکسته استخوان هایش

به پیش چشم بابایش

 

 

 

 

 

 

لطفا ایراد های تایپی رو در قسمت نظرات اطلاع بدید.

 

 

 

 

 

به روز ترین مرجع اشعار حاج محمود کریمی

Noho.ir

 

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تلگرام مهجة