مهجة | دانلود اشعار مداحان

| ****************************************************************************************************************************************************************************************************************************** آپارات مهجة | تلگرام مهجة | اینستاگرام مهجة
تمام اشعار اعیاد سال 1395
جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید
تمام اشعار شهادت های سال 1395
جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید جهت دانلود این مجموعه کلیک کنید
شبکه های اجتماعی
telegram.me/mohjat_ir instagram.com/mohjat.ir aparat.com/mohjat
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۷ اسفند ۹۵، ۱۱:۲۸ - امیر
    s
  • ۲۷ بهمن ۹۵، ۰۷:۰۴ - mahsa
    سلام
نویسندگان
تلگرام مهجة

اشعار ولادت امام حسن عسکری 94

سه شنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۳، ۰۶:۵۲ ب.ظ

به نام خدا

متن اشعار مدح به مناسبت ولادت با سعادت یازدهمین پیشوای شیعیان ابالمهدی امام حسن عسکری در ادامه مطلب آماده می باشد.

اشعار مدح ولادت امام عسکری

http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/asgari/kamel/33.jpg

 

متن اشعار ولادت امام حسن عسکری


شعر 1

باز گیتى روشن آمد از جمال عسکرى

ماه گردون شد خجل پیش هلال عسکرى

موکب اجلال او چون شد پدید از گرد راه

محور آمد هر جلالى در جلال عسکرى

هادى دین مى برد دست دعا پیش خدا

چشم حق بینش چو مى بیند جمال عسکرى

من چو گویم در مقام و حسن این کودک که هست

منطق پیر خرد مات از کمال عسکرى

تا تقرّب بر خدا جویند خلق نه فلک

روبد هر یک بامژه گرد نعال عسکرى

عصمت زهرا عیان از چهره زیباى او

خصلت حیدر ببینى در خصال عسکرى

رشک کوثر بُرد از لعل لب جانبخش او

ماه گردیده خجل از خط و خال عسکرى

گلشن جاوید گردد هر زمین شوره زار

چون ببیند موکب فرخنده فال عسکرى

دانش سرشار او تا کرد تفسیر کتاب

عالمى سیراب گردید از زلال عسکرى

رستگار و ثابت امید است از لطفش شوید

مورد غفران حى لایزال عسکرى

(ثابت)

شعر 2

ده مژده که نخل دل ما برگ و برى داد

زیرا شجر باغ رسالت ثمرى داد

اى ساقى گل چهره بده باده که امشب

بر ما صدف بحر ولایت گهرى داد

از نسل نبى و على و فاطمه خالق

بر خلق جهان بار دگر راهبرى داد

جبریل امین گفت به احمد که خداوند

بر امت تو بار دگر تاج سرى داد

تا آنکه بشر را برساند به تکامل

بر هادى دین بهر هدایت پسرى داد

بر عسکریان مژده بده حضرت معبود

بر مکتب شرع نبوى زیب و فرى داد

آمد پدر مهدى موعود بدنیا

کز آمدنش تیر دعا را اثرى داد

روبه صفتان را هله اعلام خطر کن

چون حق در بر آتش به کف ما سپرى داد

آمد به جهان آنکه خدا خلق جهان را

از جلوه او مهدى نیکو سیرى داد

آمد به جهان آنکه به یک گوشه چشمى

بر محفل ما شور و صفاى دگرى داد

آمد به جهان آنکه پى یارى قرآن

با منطق خود پاسخ هر خیزه سرى داد

آمد به جهان آنکه به پیغام پیمبر

هشدار کفار چو پیغامبرى داد

آمد به جهان آنکه شب تیره ماه را

در پرتو اشراق همایون سحرى داد

آمد به جهان آنکه همه بیخبران را

او واقعه روز قیامت خبرى داد

با ماه بگوئید نتابد که به زهرا

خلاق جهان باز فروزان قمرى داد

از بهر نظر خواهى صاحب نظران حق

ما را به جهان رهبر صاحب نظرى داد

در شهر هنر خامه هر بى هنرى را

با تیغ زبان سرخط علم و هنرى داد

مرغ دل ژولیده به پرواز در آمد

او آمد و بر مرغ دلش بال و پرى داد

شعر 3

شیعیان مژده که از پرده برون یار آمد

عسکرى پورنقى مظهر دادار آمد

گشت از کان کرم گوهر پاکى ظاهر

ز صدف آن دُر تابنده به بازار آمد

شد تولد ز سلیل آن مه تابنده حق

سامره از قدمش جنت الانهار آمد

بهر مولود حسن پورنقى از دل عرش

تهنیت باد ز خلاق جهاندار آمد

با صفات احدى کرد تجلى به جهان

نور چشم على و احمد مختار آمد

نام نیکوش حسن خوى حسن روى حسن

باب مهدى زمان کاشف الاسرار آمد

حامى دین محمد(صلى الله علیه وآله) متولد گردید

عسکرى فخر زمین سرور و سالار آمد

فخر مُلک دوسرا جان و دل اهل ولا

خسرو هادى عشر رحمت غفار آمد

گشت از مقدم وى باغ ولایت خرم

چون که از گلشن دین آن گل بى خار آمد

خواست حق رحمت خود را برساند بر خلق

صورتى ساخت که با سیرت دادار آمد

نور او نور خدا بود به عالم تابید

روى او شمع هُدى بود شب تار آمد

خُلق غفارى از او خُوى رحیمى ظاهر

مظهر ذات خدا آن گل گلزار آمد

(قاضى نظام)

 

شعر 4

عاشقا، مستانه گى از سر بگیر

ساقى از ره مى‏رسد ساغر بگیر

مرغ دل را از قفس آزاد کن

با پرستوهاى عاشق پر بگیر

پر بزن تا کوىِ یارِ مَه لقا

جا به بامِ خانه دلبر بگیر

گرچو من بشکسته بالى غم مخور

با ولاى یار بال و پر بگیر

جشن میلاد امام عسگرى

آمده عیدى ز پیغمبر بگیر

هر چه مى‏خواهد دلت از یُمن او

از یَدِ پر قدرت حیدر بگیر

طالب عفوى اگر با یا حسن

دامن محبوبه داور بگیر

شیعه مى‏نازد بنام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

کیست او بر شیعیان مولاستى

کیست او نور دل طاهاستى

کیست او ابن الرضا، بابُ الهدى

پور حیدر زاده زهراستى

کیست او کز مقدمش هفت آسمان

غرق زینب باشد و غوغاستى

کیست او اندر رهش پیغمبران

دست بر سینه همه برپاستى

کیست او سرمایه هستى حق

یاسِ بى مثل جهان آراستى

کیست او عشق خداى سرمدى

عاشقى را بهترین معناستى

او امام عسگرى باشد که بر

خستگان عشق مولاناستى

شیعه مى‏نازد بنام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

اى تجلى خدا سیماى تو

جلوه حق چهره زیباى تو

پرچم شیعه به دوشت استوار

اعتدالش از قد رعناى تو

کى شود اى جرعه بخش عاشقان

ساغرى مِى نوشم از صهباى تو

اى دَهُم فرزند دلبند على

کى شود بوسه زنم بر پاى تو

جانثار مکتب پاک توایم

در شب میلاد پر غوغاى تو

سامرا امشب ندارد زائرى

اى فدایت عاشق شیداى تو

میهمان بزم میلاد توایم

تا بیاد مهدى تنهاى تو

شیعه مى‏نازد بنام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

حمد و تسبیح تو را قرآن کند

فخر بر تو حضرت سبحان کند

نورِ پاکت دیده را روشن کند

ظرف دلها را پر از ایمان کند

دردهاى بى شمار شیعه را

عشق پاکت دلبرا درمان کند

یاد تو اى رهبر تحت نظر

مشکلات شیعه را آسان کند

اقتدارت همچنان پاینده است

گر عدو خانه به تو زندان کند

عشق تو خورشید سازد ذره را

هر دل شوریده را سلمان کند

شد دعاى بزم میلادت شها

مهدیت ما را به خود مهمان کند

شیعه مى‏نازد بنام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

اى به دوشَت پرچم عِز و شَرَف

اى شده بر غربت دوران هدف

پورِ جود و سبط زهد و نجلِ حق

سائلان گِردِ حریمت صف به صف

مادرت بانوىِ یثرب فاطمه

بابِ تو شیرِ خدا شاهِ نجف

سلبِ آزادى شد اَز تو تا شود

سدِّ راهِ مهدى آن نورِ خَلَف

حرمتت را زیرِ پا بگذاشتند

قدر تو نشناختند اى وا اَسَف

حقْ مُقَدَّر کرد تا فرزند تو

باز هم احیا کند عدل و شرف

بى نیاز از خلق عالم مى‏شود

هر که آرد ذرّه‏اى عشقت به کف

شیعه مى‏نازد بنام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

عاشقان دارد صفایى سامرا

بارگاه جانفزایى سامرا

کعبه دلهاى عاشق سامرا

قبله جانهاى مایى سامرا

هم نجف هم مشهدى و هم بقیع

کاظمینى، کربلایى سامرا

زائر هر روز تو مهدى بُوَد

با نوایش آشنایى سامرا

سوى خود هر عاشقى را مى‏کشى

با کمال دلربایى سامرا

کاش من در خون خود غلطان شَوَم

تا بگیرم در تو جایى سامرا

عاشقى آواره‏ام من آمدم

کُنج تو گیرم سرایى سامرا

شیعه مى‏نازد بنام عسگرى

یا اباالمهدى امام عسگرى

 

شعر 5

مژده که میلاد نور دل یاسین است

پاره اى از تن امیرالمومنین است

تبریک ما بر مهدى چشمت روشن یا مهدى

این نوزاد زیبا، زهرا را نور عین است

عسکرى طالب خون سرخ حسین است

تبریک ما بر مهدى چشمت روشن یا مهدى

دسته گل اورید که عسکرى آمده

از بهر جهانیان رهبرى آمده

تبریک ما بر مهدى چشمت روشن یا مهدى

بشکقته یک گلى از گلشن احمدى

شاخه اى از گل زیباى محمدى

تبریک ما بر مهدى چشمت روشن یا مهدى

امشب در سامرا سرور و شادى بر پاست

چون جشن میلاد عسکرى ، ابن الرضاست

تبریک ما بر مهدى چشمت روشن یا مهدى

 





 

لطفا اشتباهات تایپی رو در نظرات همین مطلب اطلاع بدید

 






منبع : وبلاگ شعر و سبک

Shear.blog.ir

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
تلگرام مهجة