
متن مداحی
آتشی شعله ور زِ آه من است که شرارش به جان مرد و زن است چشم، سوی مدینه، دل به بقیع با حسن لحظه لحظه هم سخن است تربت بی چراغ او هر شب شمع جان و چراغ قلب من است شعله با ناله، شمع محفل دل گوهر اشگ، نُقل انجمن است صفر است و دم حسینیون همه جا نالۀ حسن حسن است گریۀ ماهیان دریایی در عزایش بود تماشایی یا حسن ای حسن حسن جانم *** دلم امشب بهانه میگیرد شعله از آن زبانه میگیرد تیر آه از کمان ناله مدام جگرم را نشانه میگیرد گویی امشب کبوتری زِ بقیع در دلم آشیانه میگیرد گلِ زخمِ دلِ امامِ حسن در وجودم جوانه میگیرد غصّه قصد دل مرا کرده غم به کف تازیانه میگیرد امشب از سوز سینه میگریم بر غریب مدینه میگریم *** اشگ در دیدگان من تنهاست ناله زندانی و سخن تنهاست آسمان مدینه اشگ بریز ماه زهرا در انجمن تنهاست ماهیان هم به بحر میگریند بر غریبی که در وطن تنهاست با توام ای مدینه پاسخ گوی به که گویم امام من تنهاست در و دیوار شهر میگویند امّت مصطفی، حسن تنهاست هر کجا خلق، عبد دنیایند هادیان طریق، تنهایند *** تیرها زخمی تنش بودند اشگها وقف دامنش بودند دشمنان متّحد به دشمنیَش دوستان یار دشمنش بودند حق کشی و دو رویی و دشنام خارهایی به گلشنش بودند همسر و دشمنان دوست نما در کمین بهر کشتنش بودند زخمِ تیغِ زبان و خارِ جفا در دل و چشم روشنش بودند تیرها تا کنار تربت او گریه کردند بهر غربت او *** کرد رحلت چو جدّ اطهر او آسمان شد خراب بر سر او بود کودک که مادرش زهرا گشت نقش زمین برابر او جگرش پاره شد دمی که شکست گوشواره به گوش مادر او قاتل او مغیره و ثانی است کشت او را دوباره همسر او پیشتر از شرار زهر چو شمع آب گردیده بود پیکر او وارث غربت پدر حسن است از برادر غریب تر حسن است *** یا حسن صبر چون پدر کردی حفظ دین پیامبر کردی مشت نابستۀ معاویه را در بر خلق بازتر کردی شجر نور را ثمر دادی نخل دین را تو بارور کردی پیش تر از قیام کربوبلا تو به پا نهضتی دگر کردی به محرّم حیات بخشیدی تا به ماه صفر سفر کردی ملک توحید، خانۀ غم شد صفر از ماتمت محرّم شد یا حسن ای حسن حسن جانم *** آسمان سینه چاک یارب تو مرغ شب اشگ ریز هر شب تو صبر و صلح و ثبات و ایمانند چار آیینه دار مکتب تو نقش گل بوسۀ رسول خداست بر گلوی حسین و بر لب تو پارههای دل تو را در طشت دید و شد پاره قلب زینب تو زهر، فریاد زد به سوز جگر آب هم سوخت زِ آتش تب تو کل خلقت به ماتم تو گریست به خدا غم هم از غم تو گریست *** ای ملک از طلایه دارانت صبر تو امتحان یارانت مرغ توحید با نوای حسن مدح خوان گرد شاخسارانت تو کریمی و عالم خلقت همه از خیل ریزه خوارانت طشت، یک باغِ لاله از جگرت پارۀ دل گل بهارانت با کمان سقیفه بر سر دست خصم دون کرد تیر بارانت به تلافی بغض با پدرت عاقبت پاره پاره شد جگرت *** پدر اقتدار پرور تو همسری داشت مثل مادر تو یک جهان عاطفه رباب که بود یار و همسنگر برادر تو این تویی ای غریب خانۀ خویش که تو را زهر داد همسر تو این تو بودی که یار سنگین دل مار شد زد به جان و پیکر تو این تو بودی که سالها بنشست جُعده چون جغد شوم بر در تو جگر شیعیان از این غم سوخت که تو را بر یزید پست فروخت *** تیرها زخم دار زخم تنت سوخت بر غربت بدن کفنت گریه باید به تو چو ابر بهار که خزان کرد حمله بر چمنت یوسف فاطمه که میجوشد عصمت از تار تار پیرهنت قصّۀ کوچه، داغِ یاسِ کبود خون دل گشت و ریخت از دهنت همه در حیرتم چگونه کشید تیرها را برادر از بدنت داغ بر داغ اهل بیت فزود کاش عباس در بقیع نبود ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.