
متن مداحی
(آتش جان مرا کم شعلهور کن یه امشبی را ای پدر با من سحر کن)۲ از غم و دلتنگی و دلشوره سیرم آرزو دارم در آغوشت بمیرم (سرزده آمدی مهمان من، کنج ویرانه)۲ (عمهام میزند با دست خود بر سَرم شانه)۲ امشب از داغت دگر جان میسپارم بیش از این من طاقت دوری ندارم (دل که تاب فراقت ندارد سَر به دامن تو میگذارد)۲ (بود و نبود من، روی کبود من)۲ آخر قصهی من دور است و بابا سَر رسیده رنگ رویم مثل رنگ تو پریده قامتم چون قامت زهرا خمیده ای پدر مرا ببر که بیش از این طاقت ندارم ای پدر غارت شده بدون تو دار و ندارم ای پدر آتش زده به قلب عالم تا قیامت قصهی سر تو و دل من و چشمان تارم (سرزده آمدی مهمان من، کنج ویرانه)۲ (عمهام میزند با دست خود بر سَرم شانه)۲ امشب از داغت دگر جان میسپارم بیش از این من طاقت دوری ندارم دل که تاب فراقت ندارد سر به دامن تو میگذارد بود و نبود من روی کبود من آخر قصهی من دور است و بابا سَر رسیده رنگ رویم مثل رنگ تو پریده قامتم چون قامت زهرا خمیده بابا حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.