
متن مداحی
آتش عشق حسینی در دلم تا سحر گرفت قاب عکس دودمانم رنگ خاکستر گرفت از طفولیت به من گفتند اربابم تویی عشق تو از تک تک گهوارهها نوکر گرفت هیچ کسی را دست هالی رد نکردی خوش مرام هر چه دارد سائل درمانده از این در گرفت آن قدر ذکر حسین از حنجر من شد بلند می توان از تارهایش چوب یک منبر گرفت بیرقت را نصب کردم غصههایم ازل شد رقص پرچم ماتم از این قلب غم پرور گرفت فرشهای روضه قالی سلیمان من است تا نشستم روی او دیدم که روحم پر گرفت نامسلمان را وهب کرد فقط کار تو بود این که طرز کشتن تو گریه از کافر گرفت آبرو ریزی که کردم پشت من بودی حسین هر زمانی بد شدم لطفت مرا در بر گرفت سور و سات گریه را زهرا فراهم میکند اشک خود را باید از مهریهی مادر گرفت در نجف ویزای زوار تو امضا میشود کربلای اربعین را باید از حیدر گرفت خون طفل شیرخوارت تا ابد تضمین ماست شیعه حکم بخششش را از علی اصغر گرفت حرمله با یک سه شعبه حلق او را پاره کرد حنجرش را شکل مشکی پاره کرد ای رباب امروز دستان تو را پر میکنم مثل دریای نجف اشک تو را در میکنم بابت تربیت ذبح عظیم کربلا از شما بانوی با غیرت تشکر میکنم عصمت دامان تو این طفل را معصوم کرد خون این شش ماهه تکلیف مرا معلوم کرد با تن بی سر سند باشد به مظلومیتم تا قامت دشمنم را داغ او محکوم کرد سفرهی این خانواده شیرمیدان پرور است طفل شش ماهه ندارد هر نفر یک لشگر است بر همه عشاق این کودکی بزرگی میکند اصغر و اکبر ندارد کودک من حیدر است حالا که دیگر هست راه آسمان بسته دشمن روی ما آب را با قصد جان بسته زخم لبت وا ششد زبانت را نکش رویش جان رباب آرام شو طفل زبان بسته میخواستم در مجلس دامادیات باشم مادر به تو صد جور امید گران بسته من با صدای تیر فهمیدم تو را کشتند چشمان مرا اضطراب تیرشان بسته حالا سه دندان داری حیف پناهن است آن قدر محکم تیر خوردی شد دهان بسته تیری که چشمان عمویت را زیارت کرد حالا دخیلش را میان ابروان بسته
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.