
متن مداحی
آتش نشسته بر جگرم وای مادرم خون میچکد زِ چشم تَرم وای مادرم از بس که بالبال زدهام در شرار زهر خواهر شکسته بال و پَرم، وای مادرم موی سیاه بر سرم از غم نمانده بود خاک عزا نشسته سرم، وای مادرم آه ای اجل بیا که بلایای کوچهها آمد دوباره در نظرم، وای مادرم قدّم نمیرسید برایش سپر شوم او شد به چادرش سپرم، وای مادرم ایستادهام به روی پنجهی پایم اما دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد از آن زمان که شانهی من شد عصای او دردی نشسته بر کمرم، وای مادرم روزی به زیر سُم ستوران تو قاسمم فریاد میزنی پسرم، وای مادرم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.