
متن مداحی
آتش گرفتم و تا اسمت از زبان در رفت حسین گفتم و ساقی به سمت کوثر رفت حسین گفتم و ششگوشه را بغل کردم به اشتیاق زیارت، دلم جلوتر رفت حسین گفتن ما از عنایت زهراست به روضه رفت کسی از دعای مادر رفت خوشا بهحال کسی که به مرگ او گویند برای دیدن ارباب خویش نوکر رفت هنوز حق گلویت کمی ادا نشدهست اگرچه این همه واعظ به روی منبر رفت خمیرمایهی ما عشق توست از این حیث برای تو دل ما قبل عالم ذر رفت حسین در جلوی خیمه بیگمان جان داد دمی که نیزه در آن پهلوی مُکَسّر رفت ****** زمین خوردی، زمین خوردم، تو در میدان و من خیمه بمیرم من حریر پیکرت را نیزه آزرده رسیدم پیش تو اما نه با پایم، به زانویم دیدم گلم بد جور پژمرده تنت در بین صحرا پخش شد، اِرباً اِربایم برای بردنت، عمه عبا از خیمه آورده ******* دیدی آخر به غم اسیر شدم کمر من شکست و پیر شدم سر و رویم سفید شد ز غمت عمر من را گرفت، عمر کمت ابنسعدی که حق ما خورده گفت با خنده ای: جوان مرده تا مرا در کنار نعش تو دید پسرش را مقابلم بوسید به منِ بیعصا تَرَحُم کن پسرم با پدر تکلم کن ******* از صد و ده نفر زیادتری برکت داشتی، تو یک نفری
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.