
متن مداحی
آخر چه کنم تا به پرت خار نگیرد پهلوی تو خون ریزی بسیار نگیرد در چند نفس پخش کنی یک نفست را تا پیرهنت حالت گلدار نگیرد خون مردگی چشم تو درمان که ندارد پس گریه نکن تاری بسیار نگیرید یک ذره تکان خوردن تو فاجعه ساز است آرام بمان پهلویت این بار نگیرد دیشب سر سجاده دعای حسن این بود که مادر من دست به دیوار نگیرد مادر شدنت را به لگد از تو گرفتند ای کاش کسی حسرت دیدار نگیرد نجار بنا بود که بی میخ بسازد تا عمر مرا این در و مسمار نگیرد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.