
متن مداحی
آسمانها کهکشانها ماه من کو اخترم کو زینب من با نگاهش پرسد از من مادرم کو کن نظر با دیده ی تر چادرت را کرده بر سر بر سر سجاده ی تو خوش گرفته ذکر مادر فاطمه جان 4 یاد آن روزی که آتش می کشید از در زبانه دست و پا می زد کبوتر در میان آشیانه دیدمت در خون نشسته، با پر و بال شکسته من خجالت می کشیدم از تو با این دست بسته فاطمه جان 4
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.