
متن مداحی
آسمانی و به امر تو سحر میآید نام زهرا به تو بانو چقدر میآید و نبوت به دوتا معجزه آوردند نیز از کنیزان تواَم معجزه بر میآید حسین آرام جانم حسین روح و روانم همیشه سر به زیری و همیشه روتو میگیری چرا عجل وفاتی میگی و از زندگی سیری و یا شاید که از دست من غم دیده دلگیری دیگه ورد لب بابا شده تازه جوون من به جای بردن اسمت میگه قامت کمون من کنارم وقتی راه میری شدی شونه به شونهی من با یادت مادر من خون شد چشم تَر من خواهم یک دم بکشی دستی تو بر سر من مظلومه مادر من ... تموم خستگی بر تن به یک آه تو میمونه دارم میمیرم از غصه کسی جز تو نمیدونه منو یکم نوازش کن موهام خیلی پریشونه الهی چشم پر اشکم روی لبخند تو وا شه نزار تا از همین حالا قدم از ما کمت تاشه نزار که قسمت زینب غم بیمادری باشه میسوزم از غم تو از داغ و ماتم تو خم گشته قامت من از قامت خم تو مظلومه مادر من ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.