
متن مداحی
آسمون تاریکه، کوچمون باریکه میگیری دستامو، بی حیا نزدیکه من روضه خون مادرم من پسرِ بزرگترم بین کوچهها شکست غرور علی پرورم نمیزنن به خدا کبوتر و نمیزنن گل یاسِ حیدر و نمیزنن جلو بچه مادر و مسموم وا اماما غریب وا اماما ... مگه دست بر میداشت ، مادرم افتاد زد چقدر بهم برخورد ، سرِ مادر داد زد من بعد از اون روزا حالا ناله میزنم برات روضهای که مادرم گفته برام از کربلا نمیزنن یه سه ساله دختر و نمیزنن نوههای حیدر و نمیزنن با یه نیزه خواهر و یاحسین یاحسین ...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.