
متن مداحی
آشفته تر نخواب دل شکسنمو بیا تا وا کنیم دستای بستمو بابا خالیه جای من تو آغوشت باب نکنه که شدم فراموشت بابا بابایی، قسم به چشم ترم به گوشه ی معجرم پاتو رو چشمام بزار منت بزار رو سرم بی تو شبم تاره پدر چشمام عزاداره پدر حاله پریشون دلم زاره پدر حالا که اومدی تو رو خدا نرو صفا دادی بابا امشب خرابه رو حالا که اومدی دیگه پیشم بمون بازم منو ببوس منو رو پات بشون بابایی گرچه نداری تنی منو تو آغوش بگیر حالا که زنده شدی بابایی دیگه نمیر قلبم عزاداره بابا چشمام ببین تاره بابا حال پریشون دله زاره سفر به خیر عزیز خوش اومدی بابا سفر به خیر بابا خوش اومدی پدر یا پیش من بمون یا که منم ببر بابا بابا به گوشم از تنور اومد صدای تو (فهمیدم) خاکستری شده چرا لب های تو بابایی نگاه به لبهام نکن میخوام بشم مثل تو اونقد زدم رو لبهام خونی شدم مثل تو مثل تو که بی کفنی دارم فقط پیرهنی بابا بگو من الذی ایتمنی روی کبودم از لطف اسیریه ضعیف شدن من آثار پیریه آروم و سر به زیراز درد دل پرم از مجلس شراب من خیلی دلخورم غارت شد هم گوش و هم گوشواره با یه لباس پاره دیدی رقیه خانم بی تو سر بازاره
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.