
متن مداحی
اقا کجایی کشته منو دیگه غصه اقا شکسته شدم من از این دوری از این جدایی اقا کجایی اقا بیا و روضه بخون این شبا واسه شاه بی سر بخون از زمانی که افتاد تو گودال برادر میبینه خواهر محرم اومد باز دل نوکر ها بی شکیبه میگه مادری هی با ناله که بچم غریبه نزن دست پا جلوی چشمام بنی ببین گرفته صدام بنی بنی بنی من دل بریدم اون لحظه ای که سرت رو روی نیزه دیدم صدای لالای عروسم ربابو شنیدم من دل بریدم وای از نگاهت به سمتی به غیر از رقیه نمیرفت نگاهت چقدر تازیانه میخوردش جلو نگاهت وای از نگاهت یادم اومدش تو مدینه چقدر سیلی خوردم روز اخر داشتم از درد پهلو می مردم شدم نیمه جون جلو بچه ها بنی ببین گرفته صدام رو زانوت ایستادی رو خاک ها افتادی هی میری از هوش فکر کردم جون دادی سنگ تیر بغض گلو گیر صدای چنگ چنگ یه ضربه شمشیر پیش چشمای مادرت نامردها ریختن رو سرت داره میمیره بیچاره خواهرت قتلوک عطشانا ذبحوک عریانا رو زانوت ایستادی رو خاک ها افتادی هی میری از هوش فکر کردم جون دادی هی تیغ تیر بغض گلو گیر صدای چک چک یه ضربه شمشیر وای پیش چشمای مادرت نامرد ها ریختن رو سرت داره میمیره بیچاره خواهرت وای قتلوک عطشانا وای ذبحوک عریانا تو کنج گودال از خون مالا مال مادر تو داره هی میره از حال ندادن مجال سر تو جنجال راس تو رو نی رفت وای یه مشت گرگ های بی حیا با سنگ چوب حتی عصا زیر دست پا میزدی دست پا وا زیر دست پا دیر رسیدم توی جنجال افتاده بودیم ته گودال از نفس افتادم دیدم پیکر پاکت شده پامال داداش معلومه غریب کشتنت از جسمت معلومه عجیب کشتنت دور من چند تا نا نجیب کشتنت معلومه تو چند مرحله کشتنت بین هلهله کشتنت قطا با صبر حوصله کشتنت صداتو از روی در شنیدم اخیَّ تو گفتی منم دویدم الیَّ سید الغریب سید العطشان سید العریان حسین حسین حسین دیر رسیدم سر بردن چی به روز تو اوردن گرگ های کوفه توی صحرا خونت خوردن مادر صدا میزدی معلومه اینجا دست پا میزدی مادر صدا میزدی معلومه پنجه به رمل کربلا میزدی نیزه بی هوا میزدن پیش چشم خیر النسا میزدن معلومه خنجر بی هوا میزدن صدای مادرم می اومد بنی بنی بنی ضربه اخر چه بد زد سید الغریب سیدلمظوم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.