
متن مداحی
آلوده دامانم، در این که اختلافی نیست اقرار دارم، حاجتی بر موشکافی نیست چیزی ندارم، دستِ خالی آمدم پیشت در دست های خالیام حتی کلافی نیست یک بار شد توبه کنم مردانه برگردم؟ شرمندهام که توبهام چون بُشر حافی نیست هر چه بدی کردم، فقط خوبی جوابم شد رسمت غیر از مهربانی در تلافی نیست گیرم که بخشیدی مرا، حرفی بزن یا رب چیزی بگو، بخشیدنِ تنها که کافی نیست سرچشمهی توحید امیرالمؤمنین باشد این است عیناً باورم، حرف گزافی نیست تا نور راهم نجف هست و از ایوانش راهِ مرا دیگر هراس از انحرافی نیست گفته بیاید وقتِ مرگ و در کنارم هست حق است حیدر، وعدههایش را خلافی نیست لعنت به ابن ملجم نامرد در محراب طوری علی را زد که قادر بر مصافی نیست دردِ علی امّا، شکافِ سینهی زهراست زخمِ سرش اصلا برای او شکافی نیست یک ضربه کافی بود تا پرپر کند گل را یاسِ حرم را طاقتِ ضربِ غلافی نیست دورِ سرِ حیدر چنان پروانه میچرخید آخر چه شد بینِ پرش تابِ طوافی نیست
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.