
متن مداحی
آمدم با همه پشیمانی با دو چشم ذلیل و بارانی معصیت کردهام به آسانی میتوانی که رو بگردانی ولی عبدت خیال کن من را جان زهرا حلال کن من را یا الهی و ربّی احسان کن دل من بُتکده است ویران کن باز رحمی به غرق عصیان کن روزیام یک سفر خراسان کن حق همسایهام به گردنم است بی پناهم پناه من حرم است وسط گریهام تبلورکن خودت این سنگ تیره را دُرکن نان به نرخ تو نیست آجرکن سفرهی خالی مرا پُرکن دردِ خود را نگفتهام به کسی آمدم تا به دادِ من برسی توبه کردم نخست آمدهام همهاش دست توست آمدهام با همین پای سست آمدهام اتفاقاً درست آمدهام اتفاقاً حسین گفته بیا سجده کن روی خاک کربُبَلا پای صحبت بده خدای کلیم وقت درمان بده به حال وخیم با علی آمدم به پیش کریم بغلم کن تو با تمام بدیم شب قدر است آه و ناله بده نجفم دیر شد حواله بده حیدر از بس که بیقرار همه است فکرِ خود نیست فکرِ کارِ همه است آن شهیدی که رفت و یارِ همه است با مناجات خود کنار همه است در دعاها که گریه لازم هست ذکرِ آمین حاج قاسم هست زینب امشب به فکر تنهاییست زینبی که عجیب باباییست سفرهاش پهن شد چه غوغاییست گفت بابا عجب تماشاییست فکر مرحم به زخم یاس کنید تا نرفته است التماس کنید چشم حیدر به دلبر افتاده به روی زخم کوثر افتاده فاطمه دید حیدر افتاده شب قرآن به سر سر افتاده کاش این غم به آخرش نرسد خبر او به دخترش نرسد کاش محزون و خونجگر نشود اینهمه گریه بیاثر نشود کوچه بازار کوفه شر نشود سر زینب شکستهتر نشود کاش راه عقیله سد نشود معجرش زیرپا لگد نشود
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.