
متن مداحی
آمدم دَر میزنم یا رب گدایت را ببین بازهم این بندهی بیدست و پایت را ببین ظرف خالی طعام سائلت را پر نکن نان من گریه است نان بنده را آجر نکن بارِ من روی زمین مانده است بارم را بخر خوب و بد هرچه دارم را بیا یکجا بخر ای پناه بیپناهیها پناهم دادهای از تو ممنونم به مهمانیت راهم دادهای شکر میگویم هزاران بار ستّاری خدا وای اگر از باطن من پرده برداری خدا هیچکس گردن نمیگیرد منِ شرمنده را مثل فرزند پدر مُرده بغل کن بنده را در زمان اِرتکاب جُرم بیباکم نکن تا مرا پاکم نکردی از بدی خاکم نکن قلب تاریک مرا از روشنی آکنده کن عزم ترک معصیت را در وجودم زنده کن بارها وقتی که میبینم دچارم بر گناه هر دمی که بیخ پیدا کرد کارم در گناه رو به زهرا میکنم زهراست پشتیبان من جای دیگر را ندارم جز درِ این خانه من تا دم افطارها یادی زِ عطشانش کنم چشم روزهدار خود را سیر گریانش کنم دست شمر افتاده بود آن زلف درهم ریخته خشکی لبهاش را با چکمه بر هم ریخته نیزه جای جرعه آبی در گلویش میکنند پیش چشم مادر او پشت و رویش میکنند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.