
متن مداحی
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا قدمت روی چشام بابا، ولی اینجا چرا خبری نیست از عموها، کو داداش پس چرا تو که تونستی بیایی، اومدی تنها چرا من برای داغ تو گریه کنم یا تو گریه میکنی، با داغ من نمیگی که دخترت، دق میکنه با چه وضعی اومدی، سراغ من اگه میبینی نفس بد میکشم چون یه شب افتادم از رو ناقه من بابا بابا بابا... دور ماها رو گرفتن آدمای بد دهن نمیدونم که چرا، اینقدر بدن با اسم من مگه اینا هیچکدوم دختر ندارن که منو با یه بابا گفتن اینجوری تازیانه میزنن بدتر از سنگه دله، اینا آخه دل سنگ آب شده از، گریهی من تو خودت ببین دیگه، چجوریه عمه بیتاب شده از، گریهی من بعد یک صبح تا غروب، گریه رباب حالا بی خواب شده از، گریهی من بابا... دشمنت چیزی نذاشته دیگه از موهای من جای چند تا چنگه بابا، روی ابروهای من بهتره چیزی نگم، دیگه من از گوشوارههام سلسلهاست چند وقتیه بابا، النگوهای من دخترای شام عروسک منو، دست به دست میچرخونن جلو چشام وقتشه دیگه صداشون بکنم، بیان و بیینن اومده بابام اگه بازم میخوای از پیشم بری بابا جون بزار منم باهات بیام
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.