
متن مداحی
آمد و شد باز شد آغاز، وای ندبه گری باز شد ابراز، وای تا سخن از نعش زمین مانده شد فتنه گر از هر طرفی خوانده شد اهل مدینه به خود آمد، عجب! تازه شده داغ محمد، عجب! نقشه علیه جسد فاطمه زیر لب اما همه در زمزمه حیله گران نقشه به سر پرورند در صدد توطئهی دیگرند بیت علی بود پر از ازدحام بر لبشان تسلیت است و سلام بغض علی وا شد و با اجتماع گفت زمان نیست برای وداع هر که به یاری علی مدعی است این بدن آماده تشییع نیست غربت مولا شد از اینجا عیان شب شد و رفتند تمسخر کنان تا که حرامی متفرق شدند اهل حرم تازه به هق هق شدند بغض حسن بغض گلوگیر بود اشک حسین آیهی تطهیر بود بود در آن واهمه ی راستین گریهی زینب به سر آستین کرد سفارش پدر از گریه چند ناله مبادا بکند کَس بلند نیمه شب خانهی غربت رسید لحظهی اجرای وصیت رسید غسل تن فاطمه با چشم تر روضهی خونابه بماند دگر سینه و پهلوی شکسته عجیب بود غم افزای امام غریب گوشهی مهتاب که تابیده شد یاس کبود عاقبتش دیده شد شعلهی احساس چه بالا گرفت گریه امان از دل مولا گرفت مرد خدا تا به خدا دل سپرد دست به بازوی ورم کرده خورد اشک علی طاقتش از دست داد از نفسش شدت هق هق فتاد چون تن بانوی حرم شسته شد نعش نحیفش به کفن بسته شد گشت به پا تاب و تب نشأتین وقت وداع حسن است و حسین وای اگر بند کفن وا شود مُلک و مَلک در غم زهرا شوند ولوله شد بند کفن باز شد تازه غم فاطمه آغاز شد دست خدا از کفن آمد برون فاطمه آغوش گشود از درون
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.