
متن مداحی
آنچنان زَخمِ گناهان به پَرَم اُفتاده که به صَد شهرِ دِگَر هم خَبَرَم افتاده هرچه را جمع نِمودَم سَرِ یک غِفلَت سوخت زیرِ پای همه حالا ثَمَرَم اُفتاده من همان شاخهی سَرسَبزِ تَهِ باغِ تواَم که دِگَر پیر شدم بَرگ و بَرَم اُفتاده بِشکَنَد پای من ای وای چه کردم به خودم به چه جاهای بَدی که گُذَرَم اُفتاده دل من جای عَلی بود خَرابَش کَردَم روزگارِ نوکری بود خرابش کردم کارم هر شب از غمت خون جگری بود خرابش کردن دل من جای علی بود خرابش کردم از دلم نامِ شَریفِ پدرم اُفتاده آشتی کُن که دوباره به خودَت برگردم آرزوهام همه دور و بَرَم اُفتاده جوشن ای کاش پناهم بِدَهَد از آتش من که خوردم به زمین و سِپَرَم افتاده بِعَلیٍ بِعَلیٍ بِعَلیٍ بِعَلیٍ که هوای نجف او به سَرَم اُفتاده تا به ایوان طلایش نظر من خورده جَنَت و هشت بهشت از نظرم اُفتاده بِرَسانید سلام من بَد را به حُسِین فُطرُس امشب تو بِبَر من که پَرَم اُفتاده شَبِ قدری بِبَریدم طرفِ کَربُبَلا خِیرِ عالَم همه در این سَفَرم اُفتاده دَمِ اِفطار فقط گریه به آن تشنه کُنَم داغِ خشکیِ لَبَش بر جِگَرَم اُفتاده نیزه ها عاقبت از اسب زمینش زدهاند خَبرِ ذِبحِ سَرَش بینِ حَرَم اُفتاده با درد سَر تَنَش،از صحرا جمع شده بابا انگار اَزَت، چند تیکه کَم شده تیکه تیکه تو رو، میچینم رو عَبا شاید کامِل بِشی، یه بار بِگی بابا شکستم با تن کَمَت، پیرم کرده عَلی غَمَت فکر نمیکردم که یه روز، پاره پاره ببینَمَت فریادم رو شنید، از خیمهها دوید واسه تشعیع تو با اشک عمه رسید آبرو داری کن، تو کَربَلا براش دورش نامَحرَمه، به فکر عَمه باش سایهی خواهر من را زن همسایه ندید مانده در دایره دیدهی لشگر چه کنم حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.