
متن مداحی
آنچه شیرین میکند کام مَلک را نام تو ذکر تسبیحات در عرش معلی نام تو هر شب جمعه به دیدارت میآید مادرت مینشیند با تمام انبیاء بالا سرت روضه میخواند تمامِ عرش گریان میشود اشک میریزد به یاد لحظههای آخرت آه مادر دیدمت تنها میان قتلهگاه پنجههای گرگ خط انداخت روی شمر تا فهمید با سختی تنفس میکنی آمد و با چکمه جا خشک کرد روی پیکرت خوب میدانست من دارم تماشا میکنم با غضب افتاد با خنجر به جانِ حنجرت هیچ کس باور نمیکرد آخرِ این ماجرا هر چه بر تن داشتی غارت شود حتی سرت هر شب جمعه صدای مادر آید از حرم من تمامِ عمر دنبال صدای مادرم میزند ناله بُنَیَ کو لباسِ کهنهات کو سرت کو حنجرت کو باورت کو دخترم بشکند دست کسی که دست بر مویت زده گیسویت خاکی شد و من خاک میریزم سرم هر چه میگردم چرا ترکیب جسمت جور نیست سالها دنبال آن انگشتِ بی انگشترم حسین.....
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.