
متن مداحی
آنکه خونین دل از آن غنچه دهان است منم وآنکه چون بلبل از آن گل به فغان است منم در ره عشق بتان روی به سرمنزل غم آنکه با قافله ی درد روان است منم آنکه مقصود من از جان و جهان است تویی وآنکه فارغ ز غم جان جهان است منم آنکه از عشق تو چون شمع ز سوز دل خویش همه شب با مژه ی اشک فشان است منم اگر کشتند چرا خاکت نکردند کفن بر جسم صد چاکت نکردند اگر کشتند چرا آبت ندادند چرا زان دُرِّ نایابت ندادند برادر تو سلیمان زمانی چرا انگشت و انگشتر نداری دعا کن خواهرت زینب بمیره نباشه بعد تو ماتم بگیره
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.