
متن مداحی
آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد کاش می آمد و از دور تماشا میکرد فال من، یوسف گمگشته اگر میآمد با دل مردهی من کار مسیحا می کرد گرچه پرونده ی اعمال سیاهی دارم کاش میآمد و با این همه امضا می کرد من اگر منتظر واقعهی او بودم کِی قرار دل ما امشب و فردا می کرد کاش میآمد و یک شب وسط سینهزنی در عزای پدرش ناحیه نجوا میکرد شب هشتم وسط روضهی إرباً إربا گریه بر تشنگی اکبر لیلا میکرد من یقین دارم اگر کرب و بلا داشت حضور بر سر نعش علی، یاری بابا میکرد یا که در هلهلهی آن همه نامحرم هرز مهدی ما کمک زینب کبری میکرد حسین کجا تو افتادی زمین علی اکبرم بلند شو حالمو ببین علی اکبرم هرجوری میتونی بشین علی اکبرم تو علی اکبری نمیشه باورم تو اینجوری نبودی وقتی رفتی از حرم تو علی اکبری این بدن توئه اینجای زخمای چیه روی تن توئه سر تو خالی کردن کینشونو از اسمت زره با اینکه داشتی پاشیده از هم جسمت کاشکی میشد درد تو رو یه ذره کم کنم اعضای قطعه قطعه رو نزدیک هم کنم این بدن لای همو چه جوری جمع کنم میخوای برای یه بار صدام کنی ولی لختهی خون توی گلوته ولدی جاریه رود خون از زیر جوشنت ایشاالله هیچ عضوی گم نشه از تنت حرارت رو لبهات به داغیه آتیشه پیکر تو تا خیمه بدتر از اینم میشه تا دق نکردم پسرم پاشو یه کاری کن آتیش گرفته جیگرم پاشو یه کاری کن عمه رسیده از حرم پاشو یه کاری کن کجا خالی کنم بغض لبالبو باید تو رو برگردونم یا عمه زینبو زنده شدم تا زینب اومد رو شونم دستش نباش به فکر خیمه هنوز اباالفضل هستش دارم التماست میکنم پا نمیشی اینقده زیاد شدی که تو عبا جا نمیشی هرچی رو زمین بوده از بدنت دست منه دو سه تا تیکه هنوز رو نیزههای دشمنه جوانان بنی هاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید خدا داند که من طاقت ندارم علی را بر در خیمه رسانم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.