
متن مداحی
آن شب که بودی انتخاب ظلمت و نور قومی در آغوش خدا قومی ز حق دور یک سو صف حق سوی دیگر بود باطل قومی پی دلدار و قومی بنده ی دل آن سو خیام نار و این سو خیمه ی نور آن سو سراسر دیو و دَد این سو همه حور خلقت میان این دو خیمه ایستادند قومی به آن قومی به این سو رو نهادند ای دوست خود را در کدامین خیمه دیدی یار حسینی یا طرفدار یزیدی خود در چه قومی کرده ای احساس خود را بگشای چشم عبرت و بشناس خود را آن سو ز حق دل ها جدا بود و جدا بود این سو خدا بود و خدا بود و خدا بود آزاد مردان دور ثارالله بودند از سرنوشت خویشتن آگاه بودند بنوشته بر رخسار خود با اشک دیده تنها حیات ما جهاد است و عقیده در انتظار صبح فردا بی شکیب اند هر یک زُهیرند و بُریرند و حبیب اند
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.