
متن مداحی
آن شب که دشتِ کربلا محوِ خدا بود آئینهوارِ آیۀ قالو و بلا بود آن شب که مرغِ شب سرودِ عشق میخواند شعر جگر سوز و گداز عشق میخواند آن شب که غیرت باغ دین را پاس میداشت پاسِ گُلانِ فاطمه عباس میداشت در خیمهای فارغ زِ قیدِ ما و منها خونِ خدا با زینب خود بود تنها خواهر در اینجا داغ رویِ داغ بینی گلهای پرپر در خزانِ باغ بینی اینجا علیِ اکبرم صد پاره گردد تا مشکل نسل جوان را چاره گردد اینجا ببینی غرقِ در خون پیکرم را زیب فرازِ نیزۀ دشمن سرم را اینجا به یاد کوچه و رخسار نیلی گیرد سه ساله دخترم را ضربِ سیلی ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.