
متن مداحی
آن شب که دشت کربلا محو خدا بود آیینه دار آیه ی قالو بلا بود آن شب که... از باغ دین را پاس می داد پاس گلان فاطمه عباس می داد در خیمه ای فارق ز قید ما و من ها خون خدا با زینب خود بود تنها خواهر در این جا داغ روی داغ می دید گل های پرپر در خزان باغ می دید این جا علی اکبرم صد پاره گردد تا مشکل نسل جوان را چاره گردد این جا ببوسد تیر چشم مست عباس با تیغ کین افتد ز پیکر دست عباس این جا سپیدی گلو را تیر باید شش ماهه را از تیر دشمن شیر باید این جا ببینی غرق در خون پیکرم را زیب فراز نیزه ی دشمن سرم را این جا به یاد کوچه و رخسار نیلی باید سه ساله دخترم را ضرب سیلی این جا به یاد آن هجوم وحشیانه دشمن زند بر پیکر تو تازیانه این جا به یاد مادر پهلو شکسته خوانی ز بی تابی نماز خود نشسته
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.