
متن مداحی
آن کسی که دلِ خوش پشتِ همین در دارد کِی ز معشوق خودش خواستهی زر دارد؟ چشم هر کس که به تو گریه کند، مطمئناً با نگاه تو ملاقات مکرّر دارد من بغل خواستم و قولِ قیامت دادی این دلِ لَکزده امّید به محشر دارد من اگر نیست حواسم، تو حواست جمع است این خصوصیّت عشق است که دلبر دارد تو مرا مثل علیاکبر خود میدانی پس ببین شاه چقَدری علیاکبر دارد؟ لشکر شاه، همان نیست که دیدند همه لشکر شاه، همان است که خواهر دارد خَلق اگر گریه نکردند به مظلومیتَش زینبی هست، بگویند که یاور دارد حُکم یک لشکر چندین نفره بود خودش خانُمی را که چنین هیبت حیدر دارد ***** (یه شهر و امامِش نکردن سلامِش عدو با غلامِش تو رو میزدن با تیغ نیامِش تو جون میدی از درد میگفتم که برگرد مُغَیره کمک کرد حرف از غَلافه چند وقته که از مالیات قُنفُذ معافه پهلوت شکست و چند تا ضربه زد اضافه همهچی بِهِت میاد الّا کبودی کاشکی پشتِ در...) ... (خیز و از جا آبرویَم را بخر عمّه را از بین نامَحرم ببَر) **** (حلالَم کن بَرایَت دردِسر بودم) ... (گریون شدم از بخت و اقبالم یک سال و نیمی میشه بدحالَم تُو مُشتَمه پیراهن خونیت یک سال و نیمه یاد گودالَم زدن داشت؟ نداشت، کفن داشت؟ نداشت لباسِت رو بُردن چه خاکی به این سَر بریزم؟ چی میخوام مگه، حلال کن اگه نمُردم توی روضهی قتلگاهِت عزیزم بدنِت رو که بیاندازه زدن دختراتَم دَم دروازه زدن سرِتو با سنگاشون از سرِ بام تَنِتو با نعلای تازه زدن یادم نبود بودم گرفتارِش شام بود و چشم مردمآزارش اینجا همونجایی بود که چند بار جون داده بودم بین بازارش با سنگ و با چوب، یه صبح تا غروب کتک خوردم از هر کی از راه رسیدِش حسابی به دستام طناب، با حال خراب دلم ریخت دیدم مهمون سَرزدهی بَزم شرابی چوبو رَو لبای خشک تو نشوند جگرم رو بیکسیِ تو سوزوند خِیزرون کاری با لبهای تو کرد جای سالِمی واسه لبِت نَموند) حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.