
متن مداحی
آنکس که اولِ ماه دست مرا گرفته سی شب برای من در، مِیخانه جا گرفته با یار وعده دارم هرشب همین حوالی شبهای ساکتِ من بوی خدا گرفته هرکس بَدِ مرا گفت او خوبی مرا گفت پشت مرا همیشه بی ادعا گرفته صدبار گم شدم من در کوچههای دنیا من کور بودم و او بَهرم عصا گرفته ای دوستِ قدیمی من را که خاطرت هست من آن بَدم که قلبم بوی خطا گرفته تنگ است دستِ سائل خرجی ما زِ باباست از دستِ مرتضی بود هرچه گدا گرفته حق میدهی به چشمم غیر از علی نبیند چشم مرا شکوه ایوان طلا گرفته برکت به اَشکمان زد رحمت به حالمان زد زهرا برای عُشّاق دست دعا گرفته یکسال هم گذشت و ما کربلا نرفتیم خیلی دلم برای صحن و سرا گرفته بالاترین عبادت خون گریه بر حسین است عابد عبادتش را از کربلا گرفته افطار سینه زنها با گریه میشود باز نوکر به یاد ارباب آب و غذا گرفته ای روزه دارِ تشنه، تشنه فقط حسین است جای فرات آن لب بر چکمهها گرفته با قاتلش بگویید ذِبح غریب زشت است پیشِ نگاه زهرا خنجر چرا گرفته
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.