
متن مداحی
همین که کرد تجلی رخ منور تو به سجده آمدم ای شاه من به محضر تو خوش آمدید قدم رنجه کردهاید امشب تو میزبانی و من تا به صبح نوکر تو آهای بیکسِ بر نیزه رفته نامت چیست؟ کجاست اهل و عیالت کجاست خواهر تو سرتو سوخته اما چراغ دیر شده گمان کنم که مسیح است نام دیگر تو ببخش خون سرت با گلاب پاک نشد عمیق وا شده پیشانی مطهر تو بگو چرا عوض خانهی مسلمانان رسیده است به آغوش راهبی سرتو بگو چرا به روی نیزه گریه میکردی مگر چه منظرهای بود در برابر تو سر بریده زبان باز کرد ای راهب بس است سوختم از این سوال آخر تو شده مقابل تو دختری کتک بخورد شده غریبه بیاید به سمت خواهر تو با احترام آمد و بیاحترام رفت با صد سلام آمد و با والسلام رفت خلوت نشین پردهی ناموس کبریا همراه شمر و حرمله در ازدحام رفت ده روز پیش کعبهی در انحصار بود با آن مقام آمد و با این مقام رفت
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.