
متن مداحی
آه و واویلا تنت، صد آه و واویلا سرت دفن شد بعد از سه روز آخر تنت، امّا سرت تو کجا کنج تنور خانهی خولی کجا؟ روزگاری بوده روی دامن زهرا سرت زخمهای بیشمارت فاش کرده علّتِ بوسههایی را که زد جدّ تو بر پا تا سرت عضو عضوت گشته پاره پاره و زخمی ولی بیشتر سوزانده ما را بین آن اعضا سرت پا به پای خواهرت دارند مصیبت میکِشند قبل عاشورا تن تو بعد عاشورا سرت نیزه و صندوقچه و دروازه و دِیر و درخت سر درآورده است مظلومِ من از صد جا سرت از مسلمانان که غیر از سنگ و خاکستر ندید یک شب امّا مهربانی دید از ترسا سرت پای نیزه دخترانت دست و پا گم میکنند بر سر نیزه همین که میشود پیدا سرت آیه خواند و چشمها را سمت خود چرخاند تا از نگاه دشمنان سازد رها ما را سرت نیزهدارت مست هست و کوچهها تنگ و شلوغ چه کنم تا که نیفتد در شلوغیها سرت دست بردار از سرم یک ثانیه سردرد نیست از همان ساعت که دیدم رفته زیر پا سرت قهر کرده بعد تو با سایه و آب و غذا حاجتی دیگر ندارد همسرت الّا سرت کاش در دستش نگیرد کاش دستش بشکند کار خنجر میکند این چوبدستی با سرت مطمئنّم خواب میبینم بگو آری حسین آیهی تطهیر! ظرفِ چیست در بالا سرت؟
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.