
متن مداحی
آه یا رقیه ... منو نزن ، من کودک یتیمم ... بابا ندارم ، از سرم بگذر ... مگه نخوندی توی قرآن که ... فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ ... بابا کجایی قلبم شکسته ... اون که تو رو کشت ، دستامو بسته ... بابا کمک کن ، می ترسم این جا دشمن نداره رحمی به زن ها ... بعد از عمو جون قلبم می لرزه ... این جا زیاده چشمای هرزه ... بابایی ، بابایی ، زیر دست و پا می گفتم یا زهرا ... بابایی ، بابایی ، بین شعله ها می گفتم یا زهرا ... بابایی ، بابایی ، منو تا می زد می گفتم یا زهرا ... بابایی ، بابایی ، تا می زد لگد می گفتم یا زهرا ... ***** یه دختر سه ساله ... گرسنمه این جا غذا نداریم ... چیزی نخوردم بابا خیلی وقته ... با دست بسته من نماز می خونم ... نماز با زنجیر خیلی خیلی سخته ... جای غذا من سیلی می خوردم ... عمه نبودش قطعا می مردم ... پیری برا من ، بابایی زوده ... از سر تا پاهام کلا کبوده ... بابا دل من از غصه خونه ... عمه برا من خورد تازیونه ... وای ... بابایی ، بابایی ، توی شام کنار ما می رقصیدن ... بابایی ، به غم و غصه ی ما می خندیدن ... بابایی ، برسون سلاممو به عمو عباس ... بابایی ، به عموم بگو رقیه خیلی تنهاست ... بابایی ، بابایی ، زیر دست و پا می گفتم یا زهرا ... بین شعله ها می گفتم یا زهرا ... منو تا می زد می گفتم یا زهرا ... تا می زد لگد می گفتم یا زهرا ... ***** خشکی لبات ، زده آتیشم ... با داغت حسین ، دارم آب میشم ... آب میشم ، با غم تو عذاب میشم ... دارم خونه خراب میشم حسین جانم ... یادم نمیره که سرت جدا شد از قفا ... رو خاک داغ صحرا می زدی تو دست و پا ... واویلا ... غریبونه مادرمونو می زدی صدا ... فدای غربتت بشم غریب کربلا ... غریبونه همش می زدی دست و پا ... به پهلوهات زدن نیزه حرومیا ... اعتنایی نکرد به التماس من ... سرتو بد برید با خنجر از ... اگه کشتن چرا آبت ندادن ... ریختن رو سرت میون گودال ... یادم نمیره که شدی پامال ... گریونم ، رسیده به لبم جونم ... روز و شب ز تو می خونم حسین جانم ... دیدی چه جوری آخرش ازم گرفتنت ... منو با سلسله ، تورو ، رو نیزه بردنت ... یادم نمیره طعنه ها و اون جسارتا ... حرومیا رحمی نکردن به پیروهنت ... کشته ی اون منو ، خس خس حنجرت ... یادمه که چیا آوردن به سرت ... از قتلگاه اومد صدای مادرت ... له شد زیر سم مرکب پیکرت ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.