
متن مداحی
چشم هاتان دیده در صد کارزار بوده از این ید یَلان را کار زار او کلید فتحها در مشت داشت او زره در جنگها بی پشت داشت این که بستی دست او را حیدر است فاتحه بدر و حنین و خیبر است او به روی دوش احمد پا زده تیشه او بر ریشهی بتها زده دست او بت خانهها را پاک کرد اسم بت، با جسم بت، در خاک کرد (دستهایی را، که صدها بت شکست)۲ (کس نمیبندد به غیر از بت پرست)۲ (ای زده آتش به جان خشک و تر)۲ وی ز کفرِ اَبرهه دینت بتر او به خانه تاخت از اهریمنی تو به صاحب خانه داری دشمنی تا نکردم سر به سوی آسمان آسمان را باز کن از ریسمان قلب من از سینهی پر خون مبر کعبهام را از حرم بیرون مبر یافتم میقات من پشت در است حفظ ربالبِیت از حج برتر است رَمی شیطان کردم از امر جلیل تا بگیرم کعبه از اصحاب فیل بسته بودم پشت در اِحرامِ خود ره سپر کردم به مسجد گام خود سعی کردم تا نمانَد فاصله از صفا تا مروه کردم هروله گفتم او شمعاست و من پروانهام برنگردم بی علی در خانهام حج من رخسار حیدر دیدن است طوف من گرد علی گردیدن است آنقدر ای قبلهی بیت الحرام دور تو گشتم که شد حَجَم تمام
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.