
متن مداحی
ماه مهمانی خدا آمد اَبروی یار در سَما آمد قدر و یس و نور میخوانم از شراب طَهور میخوانم گریههای زیاد میخواهم های هایِ زیاد میخواهم بنده اینجا بیاید آزاد است هرکه ویران بیاید آباد است در پناه حسین میبخشند با نگاه حسین میبخشند شمع و پروانهی دل است حسین در نهانخانهی دل است حسین در توانِ غریب نایی نیست حاجتی غیر آشنایی نیست از حضورت نیامده گفتم مِحنتی بدتر از جدایی نیست چشم و دل سیرها خبر دارند بهتر از ساحت تو جایی نیست پیش لطفِ کسی به غیر از تو دست من کاسهی گدایی نیست در حضور تو ای اجابتِ مَحض مسئلت کردن ابتدایی نیست ابتدا گر کنی به جود و کَرَم میرسد دائم انتهایی نیست پَر شکستم که پیش تو باشم این کبوتر دلش هوایی نیست دائما بردهایم در بندت لذتی را که در رهایی نیست حسرت بیحساب خواهد خورد هر که را مُهر کربلایی نیست خاکِ راه تواَم به سر غیر از جای پای تو ردّ پایی نیست داد و فریاد میکنم اینجا گریه بر بوریا ریایی نیست بیکفن مانده بود در گودال از وطن مانده بود در گودال ظاهرا یک نفر ولی در اصل پنجتن مانده بود در گودال آتش خیمهها که جای خودش سوختن مانده بود در گودال از گلوی بریده گفت بیا از سخن مانده بود در گودال مادرش قد خمیده مویهکُنان با حسن مانده بود در گودال از حسینِ مدینه تنها یک پیرهن مانده بود در گودال گفت زینب زمانِ رفتنِ خود جان من مانده بود در گودال
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.