
متن مداحی
ابریه هوای چشمام با غمی که نا تمومه رو دلم مونده یه حرفی عمریه بغض گلومه مادر ما حرم نداره حتی یه زائرم نداره اخه چه جوری میشه آروم بگیرم حق بده بیقراری کنم اخه نمیشه کاری کنم حق بده از این داغ غربت بمیرم پس کی میشه که روزگار با دردای دلم بسازه پس کی میشه که پسرت بیاد برات حرم بسازه همه عاشقا رسیدن همه دلای خسته برا نوکرا دعا کن با همون دست شکسته تویی که سایه سرمی مگه نگفتی مادرمی حالا که من افتادم دستام و بگیر حالا که رو سیاه اومدم میبینی بی پناه اومدم عمرم و از دست دادم دستام و بگیر محتاج تو ام همه خواهشم دعای خیر شما محتاج تو ام مگه من کی و دارم به غیر شما نوکر خوبی نبودم خودم می دونم آقا ولی من هر چی که باشم پای تو می مونم آقا دم غروب میگیره دلم نگو حرم که میره دلم همه رفیقام رفتن من موندم و اه به جون هر چی مرده قسم اگه به کربلا برسم برا تو میمیرم تنها با یه نگاه میبینی آقا شده گریه کار نوکرت شب و روز میبینی آقا چقدر حرم ندیده مونده هنوز میبینی آقا شنیدم شبای جمعه حرمت داره چه حالی مادرت میرسه از راه دوباره جای ما خالی اگه بشم مسافر تو یه شب جمعه زائر تو دیگه دلم آرومه آرومه آقا یه دل سیر نگات کنم و تو حرمت صدات کنم دیگه نمیخوام چیزی از تو به خدا میترسم آقا دم اخری نیای بالا سرم و میترسم آقا بمیرم نبینم آقا اخرش حرم و
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.