
متن مداحی
ابری شده چشامون، جونم رسیده برلب دست علی به همرات، برو سالار زینب نم نم، بارون داره می گیره کم کم، خواهر تو می میره امّا، زینب یه ماده شیره داداش، برو خدا نگهدار داداش، به من حرم رو بسپار بعدِ، عباس منم علمدار پشت سر تو با اشک، می ریزم آب عزیزم صبری نمونده دیگه، دارم به هم می ریزم ای وای، دیگه لشگر نداری ای وای، تو آب آور نداری ای وای، مگه مادر نداری اومد، لحظه ی آخر تو باور نداره خواهر تو باید، ببوسه حنجر تو مثل یه گله گُرگند، لشگر دشمن تو الهی در نیارن، این کهنه پیرهن تو دشمن، چشم ترت رو می خواد دشمن، انگشترت رو می خواد نه نه، دشمن سرت رو می خواد با من، نگو تو از صبوری داری، میری به راه دوری فردا در گوشه ی تنوری
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.