
متن مداحی
از قنوت سحر مادرتان جا ماندم پسر حضرت زهرا به دعا محتاجم دود این شهر مرا از نفس انداخته است به هوای حرم کرببلا محتاجم از ما که گذشت، الهی هیشکی از حرم جانمونه از ما که گذشت، الهی هیشکی دیگه تنها نمونه از ما که گذشت از ما که گذشت حسینم ای بی سر ، حسین عریان پیکر تو را تشنه کشتند، بمیرم ای مادر برید و بریدم، دوید و دویدم سرت را سر نیزه دیدم قتلوک بنی، ذبحوک بنی قربون صدا زدنت، خیلی بی هوا زدنت حالا روی چادرمه، خاک دست و پا زدنت هر چه میخواهی تو با جانم بکن مادرم اینجاست، عریانم نکن همینجا بود که دلها گرفت و کسی بر روی سینه جا گرفت و و از پشت سرش، سر را گرفت و همین که بر گلویش خنجر آمد صدای نالهی زهرا درآمد بنی قتلوک، و من الماء منعوک خدای من خدای من سر بریدن بچهمو رو پاهای من خدای من خدای من به هیچکسی نمیرسه صدای من خدای من خدای من عریانه بچهی با حیای من
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.