
متن مداحی
ازم نپرسید چه حالی دارم؟ تو این دل شب چرا بیدارم؟ ازم نپرسید، از اشک چشمام دلم گرفته بابامو میخوام (ازم نپرسید، ازم نپرسید)۲ ((وقت قراره، رنگم پریده)۲ تو این شب تار، سر زد سپیده عمّه نگاه کن (بابا رسیده)۲)۲ (آه حالا به آرزوم رسیدم آه خدا میدونه چی کشیدم آه بالاخره بابامو دیدم)۲ (آه بابا جونم خوش اومدی)۴ (ازت میپرسم کجاست عمو جون؟ چرا نیومد توی بیابون؟)۲ ازت میپرسم با حال خسته کجا بودی که سرت شکسته؟ (ازت میپرسم، ازت میپرسم)۲ (بابا نبودی حالم خرابه)۲ چیزی که واسم بدجور عذابه حرف کنیزی، (بزمِ شرابه)۲ (آه گلایه دارم از زمونه آه منو زدن با تازیونه)۲ آه جوری زدن که جاش بمونه آه حالا به آرزوم رسیدم آه خدا میدونه چی کشیدم آه بلاخره بابام و دیدم آه بابا جونم خوش اومدی)۲ ((برات بمیرم، میونِ گودال)۲ به زیر مرکب، شدی لگد مال)۲ برات بمیرم، سرت جدا شد تن شریفت رو خاک رها شد (برات بمیرم، برات بمیرم)۲ (یادم نمیره حتّی یه لحظه)۲ از وقتی رفتی تو روی نیزه دیدم که عمّه (داره میلرزه)۲ (آه وبالِ خواهرت شدم آه شبیه مادرت شدم)۲ آه شهیدهی سرت شدم ... یک جفت لب، دو چشم و موی سری که سوخته بابا محال بود چنین مختصر شود .... ز خانهها همه بوی طعام میآمد ولی به حان تو بابا گرسنه خوابیدم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.