
متن مداحی
از آسمون دو چشمات، میباره اشک غریبی جا میشه تو صحن قلبم از غصه داغ عجیبی مظلومترین مرد عالم حاجتروا میشه امشب میسوزه قلبم برای اشک یتیمی زینب شَه عالَم تو اوج غم، یه دنیا ماتم گرفته پریشونه غریبونه دوباره باز دَم گرفته خداحافظ شاه کوفه، مَحرم درد بیشمارم واسه دیدار روی زهرا ثانیهها رو میشمارم علی جانم، ای علی جانم، ای علی جانم، ای علی جان... بار سفر بستی اما، زینب دلش بیقراره ای کاش که مادر بیاد و مَرهم رو زخمات بذاره چشماتو رو من نبندو یکباره دیگه نگام کن لب وا کن و باز دوباره و مثل همیشه صدام کن ببین بابا همه دنیام میسوزه تو تب تو نبند بار سفر رو که میشه تنها زینب تو به من گفتی تو همین کوفه میشکنن روزی حُرمتم رو نمیفهمه هیچکسی مثل قلبِ خونِ تو غربتم تو
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.