
متن مداحی
از دنیا دیگه سیر شدم زار و زمینگیر شدم بابا کار دنیا رو ببین سه سالمه ولی پیر شدم ((از دنیا دیگه سیر شدم زار و زمینگیر شدم)2 بابا کار دنیا رو ببین (سه سالمه ولی پیر شدم)2)7 (اینا حق تو رو خوردن منو کشیدن، زدن بردن)2 به دخترت جسارت شد گوشوارههام که غارت شد دیگه مصیبت عادت شد از قصد دل منو میسوزونه میگه بخوای بری خونه برو اینجا بیابونه از بس که این دستاش سنگینه چشام چیزی نمیبینه آره یتیمی همینه (ای وای، ای وای، ای وای، بابا)6 ((از دنیا دیگه سیر شدم زار و زمینگیر شدم)2 بابا کار دنیا رو ببین (سه سالمه ولی پیر شدم)2)2 اینا حق تو رو خوردن منو کشیدن، زدن بردن به دخترت جسارت شد گوشوارههام که غارت شد دیگه مصیبت عادت شد از قصد دل منو میسوزونه میگه بخوای بری خونه برو اینجا بیابونه از بس که این دستاش سنگینه چشام چیزی نمیبینه آره یتیمی همینه (ای وای، ای وای، ای وای، بابا)9 (از دنیا دیگه سیر شدم زار و زمینگیر شدم بابا کار دنیا رو ببین (سه سالمه ولی پیر شدم)2)3 اینا حق تو رو خوردن منو کشیدن، زدن بردن به دخترت جسارت شد گوشوارههام که غارت شد (دیگه مصیبت عادت شد)2 (از قصد دل منو میسوزونه میگه بخوای بری خونه برو اینجا بیابونه از بس که این دستاش سنگینه چشام چیزی نمیبینه آره یتیمی همینه (ای وای، ای وای، ای وای، بابا)5 () (از دنیا دیگه سیر شدم زار و زمینگیر شدم)2 بابا کار دنیا رو ببین (سه سالمه ولی پیر شدم)2 (دلگیرم من از زجر پست به ناقه دستامو بست)2 بابا سر تو روی نی و سر من توی بازار شکست دم دروازهی ساعت دیگه نمونده برام طاقت به زیر دست و پا رفتم بین نامحرما رفتم تو شلوغی کجا رفتم (جامون مگه تو بزم شرابه؟)2 خونم دیگه شد خرابه آره یتیمی عذابه بابا سرت تو طشت طلا بود رگات که از هم جدا بود نگاه خولی به ما بود () ((از دنیا دیگه سیر شدم زار و زمینگیر شدم)2 بابا کار دنیا رو ببین (سه سالمه ولی پیر شدم)2)3 اینا حق تو رو خوردن منو کشیدن، زدن بردن به دخترت جسارت شد گوشوارههام که غارت شد دیگه مصیبت عادت شد از قصد دل منو میسوزونه میگه بخوای بری خونه برو اینجا بیابونه از بس که این دستاش سنگینه چشام چیزی نمیبینه آره یتیمی همینه (ای وای، ای وای، ای وای، بابا)5 (): ای سربریده من بغل میخواهم امشب اصلا دلت آمد که من را کم ببینی یا چشم من تارست یا تغییر کردی چشمان خود وا کن که من را هم ببینی (): گرسنه راه میرفتم، گرسنه خواب میرفتم بگو نان خشکها را دیدهای در هر گذر یا نه چرا در شهر بد هستند با طفلان بیبابا بگو دیدی که میخندند بر این خونجگر یا نه دلم میخواست از دست عمویم آب میخوردم کمی هم روضه میخواندم به گوش مشک، دریا نه عمو، با پشت چندینبار از ناقه زمین خوردم نمیدانم که میمیرم از این درد کمر یا نه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.