
متن مداحی
از زهرِ کینه میسوزه چشماشو به در میدوزه مردی که تنهای تنهاست بیتابه، تو سینهاش غوغاست دلتنگِ دیدار زهراست توی خونش هم یاری نداره از پارۀ جگر خون میباره دنیا پیشِ چشماش تاره وای (آقام آقام آقام آقام حسن) 3 *** خیلی غربت داره آقا حتی شد تدفینش غوغا چشمای خواهرش گریون میریزه از تابوتش خون پیکرش میشه تیر بارون ای وای از این قومِ نمکنشناس آتیشی توی تشییعش برپاس بسته بوده، دست عباس وای (آقام آقام آقام آقام حسن) 3 *** لحظۀ آخر گریون بود واسه ارباب روضهخون بود ای جسمِ صد پاره پیکر ای ذبحِ عطشانِ بیسر ای بیانگشت و انگشتر وای رو نیزه پیشِ چشمِ زینبی رو زیر سم مرکبی ای زینت دوش نبی وای (آقام آقام آقام آقام حسن) 3 ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.