
متن مداحی
از زیرِ تیغ و نیزه مرا جمع می کنی می بوسی و ز خاکِ بلا جمع می کنی پا خورده بس که سینه ی من خرد گشته است حالا مرا به سینه، شما جمع می کنی قولم بده اگر که توانستی ای عمو یک بار هم مرا به عبا جمع می کنی در پنجه های قاتلِ من ریخت کاکُلَم موی مرا برای حنا جمع می کنی پاشیده گشته پیکرم از هجمه های زخم این بند بندِ گشته جدا جمع می کنی منت گذاشتی و مرا روی دامنت مثلِ بقیه ی شهدا جمع می کنی حتماً برای دل خوشیِ نجمه هم شده از من هر آنچه مانده به جا جمع می کنی از این یتیم، بوسه به طعمِ عسل بگیر چون اکبرت بیا و مرا هم بغل بگیر گل های سرخِ پیرهنم بیشتر شده از چند سوی حجمِ تنم بیشتر شده دیدی چه آمده به سرم جای زخمِ سنگ از زخمِ تیر بر بدنم بیشتر شده چند استخوان مزاحمِ راهِ نفس شده سختیِ دست و پا زدنم بیشتر شده از بس که در مسیرِ تنم اسب پا گذاشت اندازه ی لب و دهنم بیشتر شده با مادرم بگوی که از روزهای پیش خیلی شباهتِ حسنم بیشتر شده احساس می کنم که منم قد کشیده ام حالا زِره برای تنم بیشتر شده نه تشنگی، نه زخم، در این احتضارِ سرخ بر غربتِ تو سوختنم بیشتر شده سینه به سینه ات که مرا خیمه می بری با خاطراتِ سینه ی مجروحِ مادری
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.