
متن مداحی
از سوی دخترِ علی زینب به همه اهالی شامات بهخدا کُنفَیَکون میشید اگه آهی بکشند سادات اما من به استدلالم در این کاخ ظلم قدم میکوبم با نام علی اعلا در این کفرستان عَلم میکوبم میریزم بههم بساط زور و زَرو میخندم به اقتدار این لشکرو چادر جای خود داره دست هیچکسی حتی نمیدم یک نخ از معجرو دختر اسدُاللهِ الغالبم جان حسین ابن علی ابن ابیطالبم من ماده شیرِ اسدُاللهام، وارث شکوه زهرا و ظاهرا اسیرم اما من، اومدم فتح کنم شامو با تیغ کلامم میگن: تو مسجد زهرا به منبر رفته با تیغ حجابم میگن: که بازم حیدر به خیبر رفته در ظاهر که زینبم اما باطناً احمد حیدر زهرا حسینم و حسن چادر مشکیه لباس رزمم ولی لازم باشه برا دین میپوشم کفن دختر اسدُاللهِالغالبم جان حسین ابن علی ابن ابیطالبم قاهرَ العدو والی الولی من زینبم و دختر مرتضی علی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.