
متن مداحی
از سینه دگر آه شرر بار نکش برخیز ولی منت دیوار نکش من شانه نخواستم به جان بابا از دست شکسته این قدر کار نکش *** با اشک دلیل اشک مهتاب شدی هر نیمۀ شب همین که بیتاب شدی از بس که غذا نمیخوری مادر من در عرض سه ماه این همه آب شدی *** ای کاش که درد سینه غوغا نکند خیلی نفست فاصله پیدا نکند پهلوی تو را همین که دیدم گفتم این زخم خدا کند دهن وا نکند *** امروز یکی دو رنج مبهم داریم از چیست که ناخواسته ماتم داریم در بقچۀ رو به رویمان دقت کن من فکر کنم که یک کفن کم داریم *** بی تاب، حسین آمده تابش بدهی انگار بنا نیست جوابش بدهی اصلاً تو خودت بگو دلت می آید او تشنه شود نباشی آبش بدهی شاعر: علی زمانیان ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.