
متن مداحی
از عطش دلها کباب است و زبان خشکیده است حسین، حسین، حسین، حسین، حسین کربلا بوستان عشق است و شهامت ای دریغ کز سموم تشنگی این بوستان خشکیده است حسین، حسین، حسین، حسین، حسین سوز بی آبی اثر کرده است بر اهل حرم هر طرف بینی لب پیر و جوان خشکیده است آه از مهمان نوازانی که در دشت بلا میزبان سیراب و کام میهمان خشکیده است حسین، حسین، حسین، حسین، حسین دامن مادر چو دریا، اصغرش چون ماهی است کام ماهی بر لب آب روان خشکیده است حسین، حسین، حسین، حسین، حسین نازنین همت که عباس آید از دریا ولی آب بر دوش است و لبها همچنان خشکیده است حسین، حسین، حسین، حسین، حسین گر ندارد اشک تا آبی به لبهایش زند چشمهی چشم رباب از سوز جان خشکیده است
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.