
متن مداحی
از غمش شادیم ما از قدیمیهای شهر شیون آبادیم ما خاک ما با سرشک دیدههای دل کنند از نمکپروردگان صبح ایجادیم ما صید او ماندیم اگرچه نیست پاهامان به بند (پایبند مهربانیهای صیادیم ما)2 (امیری حسین و نعم الامیری) در میان روضه چشم آسمان ما را گرفت بر زمین با اولین اشکی که افتادیم ما گریه ناله ضجه مویه صیحه صرخه لطمه آه (این چنین در عشقبازی خود آزادیم ما)2 (امیری حسین و نعم الامیری) این که از ما مانده شوق نوکری تا پیری است در طفولیت میان روضه جان دادیم ما در میان روضه چشم آسمان ما را گرفت بر زمین با اولین اشکی که افتادیم ما پای هر جسمی که بود آنجا به جسمش باز شد خونجگر از دست سنگ و چوب و فولادیم ما (امیری حسین و نعم الامیری) عقیدهی همه یاران به اتفاق این است که اشک شور به یاد حسین شیرین است کنار قتلگه او به گریه جان دادن ز وعدهها که به خود دادهام یکی این است تو سید الشهدایی تو کشتهی اشکی (منم که مذهبم عشق تو، گریهام دین است)2 (امیری حسین و نعم الامیری) (عزیز فاطمه شد هر که بر غم تو گریست)2 امیر هر دو جهان هر که بر تو مسکین است سلام حضرت صادق به هر که از داغش همیشه سفرهی چشمش به اشک رنگین است اباعبدلله ز اشک دیده جهان را به آب خواهم بست (کنون که مرهم تو گریهی محبین است)2 عقیدهی همه یاران جمله در این است که اشک شور برای حسین شیرین است امیر مستان تمنا دارم بیا جان بستان عالی درجات، کشتی نجات میمیرم برات اباعبدلله ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.