
متن مداحی
از ما گذشت عمر و شب ما سحر نشد نفرین به آن دَمی که کنار تو سَر نشد خیلی دلم گرفته دوباره نیامدی امروز هم به کامِ منِ در به در نشد هرکس به من رسید سراغِ تو را گرفت اما دلم زِ خیمهی تو با خبر نشد این کوچه را برای تو جارو زدم امّا آخر چه شد که روزی ما یک گذر نشد آنقدر خوب آمد و آنقدر خوب رفت امّا چه سود سیصد و اندی نفر نشد بابای من خجالتتان دادهام ببخش میخواستی درست شود این پسر نشد گفتم به گریههام کمی اِعتنا کنی کوزه شکسته شد خبر از کوزه گر نشد افطاریت کجاست مزاحم شویم ما این روزهها بدون تو روزه دگر نشد این راه را به حق اباالفضل بازکن بی کربلا که عمر کسی با ثمر نشد آتش زیاد دیدهای اما قبول کن جایی شبیه بیت علی شعلهور نشد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.